از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٤ - نماز خواندن امام عليه السلام با اصحاب و شهادت سعيد بن عبد الله
شعر
|
بزد خويشتن را به كوفان سپاه |
بجنبيد درياى آوردگاه |
|
|
بناليد ناى و بغرّيد كوس |
هوا گشت برگونه آبنوس |
|
|
ملك گشت واله، فلك شد ز سير |
بنظّاره حرب جنگ زهير |
|
|
تو گفتى كه در قلزمى پر ز جوش |
نهنگى است با ماهيان سختكوش |
|
|
و يا شيرى از بند جسته سترك |
بپيچيد به پيكار يك دشت گرگ |
بارى لشگر تاب مقاومت آن شجاع دلاور را نياوردند فرار اختيار كردند .
زهير دلاور بخاطرش گذشت كه مبادا امام عليه السّلام با اصحاب و احباب نماز بگذارد و او از اين فيض عظيم محروم بماند چنانچه حبيب از آن بىنصيب ماند لذا به سرعت خود را به محضر مبارك امام عليه السّلام رساند .
نماز خواندن امام عليه السّلام با اصحاب و شهادت سعيد بن عبد اللّه (٢١)
ابن شهرآشوب نقل كرده پس از شهادت حبيب بن مظاهر امام عليه السّلام در آن دشت پرآشوب و فتنه نماز خوف خواندند .
نماز خوف طبق آنچه فقهاء فرمودهاند نمازى است كه بواسطه كثرت جمعيت دشمن و خائف بودن از آنها جمعيّت نمازگزاران به دو فرقه تقسيم مىشوند .
يك فرقه با امام عليه السّلام نماز مىخوانند و فرقه ديگر در پيش روى امام ايستاده از آن وجود مبارك و نمازگزاران حفاظت مىنمايند .
عمر بن سعد حرامزاده وقتى ديد كه امام عليه السّلام با اصحاب آماده خواندن نماز هستند فرمان داد كه تيراندازان ايشان را تيرباران كنند .
امام عليه السّلام كه اين بىشرمى را از اهل كوفه و شام ملاحظه فرمودند دو نفر از اصحاب را انتخاب نمودند :
يكى : سعيد بن عبد اللّه الحنفى و ديگرى زهير بن قين بجلى .
حضرت به ايشان فرمودند شما در پيش صف نمازگزاران باشيد و نگذاريد