از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٠ - صفآرائى دوم و حمله مكرر لشگر كفرآئين به لشگر امام عليه السلام
چه تدبيرى است كه اين جماعت قليل با اين تدبير جلو انبوه لشگر را باين سادگى مهار كنند بفرموده مرحوم علّامه قزوينى در رياض اين از جمله اعاجيب محاربات بود كه زهير دلير اعمال كرد و الى اكنون از گذشته و آينده كسى چنين محاربهاى نه ديده و نه شنيده است .
بارى عمرو بن حجّاج چون مار زخمخورده برخود پيچيد و بانك برلشگر زد و گفت :
اى بىحميت مردم، من را رسوا و خود را ذليل و خوار كرديد اين گروه جماعت اندكى بيش نيستند به يك حمله مىتوانيد ايشان را زير سمّ اسبان خورد و نرم كنيد چرا معطّل ماندهايد .
لشگر بىنام و نشان بار ديگر مهميز براسبان زده و آنها را به جلو راندند ولى مراكب اصلا قدم از قدم برنداشته و همچنان بحالت وحشت و رم بجاى خود ايستادند .
عمرو بن حجّاج بار ديگر خجل و منفعل شد و بدين ترتيب باد نخوت از مغز سرش بدر رفت و با كمال سرافكندگى و خوارى و ذلّت از معركه قتال رو برگرداند .
مرحوم مفيد فرموده :
همينكه لشگر عمرو بن حجاج پشت به سپاه امام عليه السّلام كردند بطور جنگ و گريز خود را به عقب كشانده و بدين ترتيب عقبنشينى نمودند اصحاب و ياران امام عليه السّلام كه حال را بدين منوال ديدند از فرصت استفاده كرده نيزهها را به زمين گذارده و به چابكى تمام تيرها به چلّه كمان نهاده لشگر عمرو را تيرباران كردند و جمع كثيرى را به خاك مذلّت انداختند و باقيمانده لشگر به صف خود بازگشتند و اصحاب امام عليه السّلام براسبهاى خود نشسته با يك دنيا وقار و عزّت و سرافرازى صف خود را دوباره منظّم كردند