از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٢ - در توصيف شب عاشوراء
آيا گريه كنم برآن روئى كه ماه تابان بود و آن را شقّ كردند يا بگريم برسينهاى كه پايمال اسبان نمودند يا بربدنى كه آن را برهنه كردند .
|
ءابكى لرأس كان كالبدر فى القنا |
ءللنّحر منحورا و للشّيب قانيا |
آيا گريم كنم برآن سرى كه در بالاى نيزه چون ماه شب چهارده مىدرخشيد يا برگلوئى كه به تير سوراخ شده بود يا برريشى كه به خون سرخ و رنگين گرديده بود .
|
ءابكى لشبل المصطفى و شبيهه |
قتيل بطفّ ليت عينى مداميا |
آيا بگريم براى فرزندزاده مصطفى و شبيه آن جناب ( حضرت على اكبر ) آنكه در بيابان پربلاء طف كشته شده بود، اى كاش چشم من در مصيبت اين جوان خون مىباريد .
|
و قد احرقوا قلب الحسين بقتله |
و هم افرحوا فى ذلك الفعل كافرا |
همانا قلب امام حسين عليه السّلام را با كشتن اين جوان سوزاندند و با اين فعل شنيع كافرى را خوشحال نمودند
|
ءابكى رضيعا رضعوه بسهمهم |
فصار لدى وصل المهيمن نائما |
آيا گريه كنم برشيرخوارهاى كه آن قوم غدّار با تير خود شيرش دادند ( على اصغر ) پس در جوار وصل خداوند بزرگ به خواب رفت .
|
ءابكى على الفضل المرمّل فى الدّماء |
ءابكى الّذى قد كان عمّاه ناصرا |
آيا بگريم برابى الفضل العبّاس كه بخاك و خون ماليده شده بود و آيا گريه كنم برشهيدى كه عمويش را كمك و يارى نمود ( حضرت قاسم ).
|
ءابكى شفاها ذابلات من الظّما |
عيون الجراحات لها صار ساقيا |
آيا بگريم برآن لبهائى كه از شدت تشنگى خشگيده بود و چشمههاى جراحات آبدهنده ايشان بود
|
ءابكى شموسا طالعات من القنا |
الى الشّام تهدى لاين من كان زانيا |