از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦١ - واقعه روز هفتم محرم و بستن آب را عمر سعد ملعون براردوى كيوان شكوه
كار برحضرت و اصحاب باوفا و اهل بيت گرامش سخت شد، اصحاب بطلب آب رفتند ولى دست تهى برگشتند لذا خاطرها آزرده و دلها شكسته و روانها پژمرده گشت، كمكم روز گذشت و پيوسته هوا گرمتر مىشد تا وقت زوال رسيد و آفتاب روى دائره نصف النهار واقع شد و گرمى هوا به نهايت شدّت خود رسيد .
شعر
|
چه خورشيد تابنده در نيم روز |
باستاد در چاشتگاه تموز |
|
|
شرر بيخت غربال زين پير چرخ |
بشد آتشافروزى آئين چرخ |
صار الامر على انّ الكفرة الموكّلين بالفرات يشوّقونه الى الماء توبيخا له و استهزاء له
تشنگى اصحاب و اعوان امام عليه السّلام به جائى رسيده بود كه همه ديدها به سمت شريعه نگران بود و بىحيائى موكّلين آب فرات به حدى رسيده بود كه جامها و ظرفها به زير آب مىزدند و به هوا مىپاشيدند و صداى شرّ، شرّ آب را به گوش اهل اردوى امام عليه السّلام مىرسانده و پيوسته عربده مىكشيدند : عجب آب شيرينى است، عجب آب خوشگوارى است مثل شكم ماهى موج مىزند .... و از اين قبيل سخنان استهزاءآميز
تشنگان صحراى كربلاء را تشويق كرده و سرزنش مىنمودند حتى برخى از آن ناپاكان به شخص شخيص امام عليه السّلام توهين كرده و قلب مبارك آن جناب را مىشكستند .
مرحوم مفيد در ارشاد مىنويسد :
نادى عبد اللّه بن حصين الازدى باعلى صوته : يا حسين الا تنظر الى الماء كانّه كبد السّماء و اللّه لا تذوقون منه قطرة واحدة حتّى تموتوا عطشا .
فقال الحسين عليه السّلام : اللّهم اقتله عطشا و لا تغفر له ابدا
از جمله استهزاء كنندگان عبد اللّه بن حصين ازدى بود كه فرياد زد و با صداى