از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦ - زبانحال جناب مسلم در خانه طوعه
طرف و آن طرف جستن و كرّ و فرّ نمودن مستعّد است مىتوانند اظهار رشادت و ابراز شجاعت نمايند نه مواضع تنگ و بسته و كوچك و بخاطر همين بود كه جناب مسلم بن عقيل سلام اللّه عليه عمد الى الباب و قلعها يعنى رو به درب خانه آورد و آن را كند و سپس درب را به روى دست علم ساخت، در ترسيم اندام آن جناب گفتهاند : حضرت مسلم بن عقيل سلام اللّه عليه كان ضخم السّاعدين يعنى بازوان او بسيار سطبر و قوى بود و با هرشجاع و دليرى كه مواجه و مقابل مىگشت موىهاى بدنش مانند سنان راست مىشدند و از لباس سر بيرون مىآوردند و با اين وضع و هيأت با شكوه و مهيب برآن جماعت بىحميّت حمله كرد
شعر
|
مردانه به كف گرفت شمشير |
از خانه برون دويد چون شير |
|
|
از خشم به لب فشرد دندان |
چون گرگ به قصد گوسفندان |
|
|
آورد به سوى دشمنان رو |
آن لحظه پى اطاعت او |
|
|
شمشير چو طاعت آرزو كرد |
از خون منافقان وضوء كرد |
|
|
زد برسر هركه از غضب تيغ |
رخ همچو ذنب نهفته در ميغ |
|
|
از خون منافقان بىدرد |
سيلاب به كوچهها روان كرد |
در اندك فرصتى پنجاه نفر از سواران را به دار البوار و بئس المصير روانه كرد مابقى همچون روباهان كه شير به آنها حمله كرده باشد پا به فرار گذارند، طوعه برپشت بام برآمده بود و مسلم را تشجيع و ترغيب برحرب مىكرد، محمّد بن اشعث چون آن شجاعت و رشادت را از مسلم ديد قاصدى نزد ابن زياد فرستاد كه مدد براو بفرستد، ابن زياد پانصد نفر ديگر به حمايت او روانه نمود، قواى كمكى كه رسيدند سپاهيان مستظهر شده و برآن غريب حمله كردند جناب مسلم توكّل برخدا نمود و حمله سختى برآنها كرد و كشتار عظيمى از آن بىغيرتان نمود و