از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠١ - رسيدن نامه خامس آل عبا عليه السلام بدست يزيد بن مسعود نهشلى و سخنرانى وى براى اشراف
بذلك ( استحق المستحق علينا ) فمن تولّاه و قد بعثت اليكم رسولى بهذا الكتاب و انا ادعوكم الى كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، فانّ السّنّة قد اميتت و انّ البدعة قد احييت و ان تسمعوا قولى و تطيعوا امرى اهدكم سبيل الرّشاد و السّلام عليكم و رحمة اللّه .
يعنى خداوند متعال جدّ بزرگوار من محمّد مصطفى را از جمله كائنات برگزيد و به رسالت گرامى داشت تا مردمان را بذل نصيحت فرمود و ابلاغ رسالت نمود و چون به جوار رحمت حقّ پيوست وصايت و ميراث خود بما كه اهل بيتش هستيم واگذاشت، پس قومى حق ما را برده و امور را بدست گرفتند و ما بجهت آنكه فتنه برنخاسته و خونها ريخته نشود ساكت نشستيم، اكنون اين نامه را به سوى شما نوشته و شما را به سوى خدا و رسولش مىخوانم چه آنكه سنّت و شريعت نابود گشت و بدعت زنده شد و اگر دعوت مرا اجابت كنيد و امر من را اطاعت نمائيد شما را از طريق ضلالت بگردانم و به راه راست هدايت كنم و السّلام .
سپس نامه را به سليمان كه كنيهاش ابو رزين بود دادند و وى را بطرف بصره روانه فرمودند .
رسيدن نامه خامس آل عبا عليه السّلام بدست يزيد بن مسعود نهشلى و سخنرانى وى براى اشراف
پس از آنكه ابو رزين نامه امام عليه السّلام را به دست يزيد بن مسعود داد و وى از مضمون آن مطّلع شد مردم بنى تميم و بنى حنظله و گروه بنى سعد را طلب فرمود و انجمنى تشكيل داد و سپس آغاز سخنرانى نمود و گفت :
اى قوم : مرا در ميان خود چگونه يافتيد؟
گفتند : به خدا سوگند كه تو همواره خيرخواه و پشتوانه ما بوده و اسباب شرف و باعث افتخار و سربلندى ما بودهاى، انت و اللّه فقرة الظّهر و اصل الفخر .
فرمود : من شما را امروز در اين انجمن گرد آوردهام كه با شما مشورت كرده و