إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٦ - نكره
همين مسئله در تقييد مطلق هم جارى مىباشد يعنى: تقييد مطلق، مستلزم مجازيّت نيست اگر مولا امروز فرمود: اعتق رقبة و فردا خطاب لا تعتق الرّقبة الكافرة را صادر نمود از دليل دوّم استفاده مىكنيم قيد ايمان در عتق رقبه مدخليّت دارد و هيچگونه مجازى هم محقّق نشده زيرا كلمه «رقبه» در رقبه مؤمنه استعمال نشده تا مستلزم مجاز باشد بلكه مطلق، دالّ بر ماهيّت است و مقيّد- لا تعتق الرّقبة الكافرة- دالّ بر قيد ايمان است- البتّه فرقى هم ندارد كه تقييد به متّصل باشد يا منفصل.
تذكّر: اگر آنچه را به مشهور نسبت دادهاند، اخذ نمائيم، بايد تمام تقييدها را مستلزم مجازيّت بدانيم [١] زيرا طبق مبناى مشهور، معناى رقبه در جمله «اعتق رقبة» ذات و ماهيّت رقبه- بدون قيد و شرط- نيست بلكه معنايش عتق رقبهاى است كه مقيّد به شمول و سريان در تمام افراد- اعم از مؤمن و كافر- باشد يعنى: قيد شيوع در معناى رقبه مدخليّت دارد نتيجتا اگر مولا بعد از «اعتق رقبة» فرمود: «لا تعتق الرّقبة الكافرة» آن دو قضيّه با يكديگر منافات پيدا مىكند زيرا به موجب قضيّه اوّل، عتق رقبه «شايعه» در تمام افراد- اعم از مؤمن و كافر- كفايت مىكند درحالىكه قضيّه دوّم مىگويد: «لا تعتق الرّقبة الكافرة» منتها چون ظهور قضيّه دوّم را از اوّل، قوىتر مىدانيم آن را بر «اعتق رقبة» [٢] مقدّم مىداريم پس نتيجتا بايد ملتزم شد كه رقبه در معناى حقيقى خودش استعمال نشده و قيد شيوع و سريان در تمام افراد از آن القا شده و بديهى است كه اگر رقبه در تمام و جميع معناى حقيقى استعمال نشود، مستلزم مجاز است بنابراين، طبق آنچه را
[١]چون لازمه تقييد، اين است كه قيد شمول و سريان القا شود و الا نمىتوان بين مطلق و مقيد جمع نمود.
[٢]يا «اعتق الرقبة».