إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٤ - نكره
ماهيّتى كه قيدش جريان و شيوع در تمام افراد باشد يعنى: شيوعش به نحو استيعاب نيست بلكه به نحو بدليّت است مثلا در جمله «اعتق رقبة» معناى رقبه، ماهيّتى است كه «على البدل» نسبت به تمام افراد رقبه، صادق است و هركدامش اتيان شود، كفايت مىكند.
مصنّف رحمه اللّه: آنچه را به مشهور نسبت دادهاند، مستلزم سه تالى فاسد است:
١بايد گفت مشهور در كلمه و لفظ «مطلق»در مقابل لغويين- اصطلاح خاصّى دارند زيرا مطلق از نظر لغت بهمعناى «آزاد» و «رها» مىباشد و قيد شيوع و سريان- در تمام افراد- در معناى لغوى «مطلق» اخذ نشده.
نتيجه: بعيد است كه مشهور در مقابل لغويين براى مطلق، اصطلاح خاصّى داشته باشند.
٢بايد اسم جنس و نكره بهمعناى دوّم [١] را از مصاديق مطلق ندانيم درحالىكه اسم جنس از مصاديق اظهر مطلق است. به عبارت ديگر: بايد طبق معناى منسوب به مشهور، اسم جنس «مطلق» نباشد زيرا اسم جنس- بدون هيچ قيد و شرطى- دالّ بر ماهيّت مبهمه هست [٢] و همچنين نكره بهمعناى دوّم هم نبايد از مصاديق «مطلق» باشد زيرا قيد آن «وحدت» است نه شيوع و سريان به نحو بدليّت.
آيا مىتوان ملتزم شد كه اسم جنس اطلاق ندارد؟ خير!
اگر اسم جنس، «مطلق» نباشد پس الفاظى كه دالّ بر اطلاق مىباشد، كدام است؟
[١]نكره بهمعناى اول، «مطلق» نيست بلكه آن، فرد معين واقعى است كه نزد مخاطب، مجهول است.
[٢]قبلا گفتيم به نحو «لا بشرط مقسمى» است.