پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - نكته آداب سؤال
و معنوى ما ندارد، مثلًا سؤال مىكنند ابعاد كشتى نوح عليه السلام از نظر طول و عرض چقدر بود؟ حيواناتى كه آن حضرت در كشتى با خود سوار كرد كداميك از حيوانات بودند؟ يا سؤالى كه معروف است اشعث بن قيس از امام اميرمؤمنان على عليه السلام كرد و گفت: تعداد موهاى سر من چقدر است؟ كه حضرت جواب كوبندهاى به او داد. [١]
اين در حالى است كه انسان مجهولات بسيارى دارد كه رسيدن به پاسخ آنها در سرنوشت او بسيار مؤثر است و اگر تمام اوقات فراغت خود را صرف يافتن پاسخ آنها كند چه بسا موفق به همه آنها نشود.
آيا در چنين شرايطى عقل اجازه مىدهد كه انسان بهسراغ سؤال درباره امور غير ممكن برود و از آنچه ممكن است و در زندگى او مؤثر مىباشد صرف نظر كند؟
نكته آداب سؤال
در احاديث اسلامى به پيروى از قرآن، سؤال به عنوان كليد علم معرفى شده است. در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«الْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِيحُهُ السُّؤَالُ فَاسْأَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّه فَإِنَّهُ يؤْجَرُ أَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُتَكَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ
؛ علم، گنجينه است و كليد اين گنجينهها سؤال است بنابراين سؤال كنيد؛ خدا رحمت كند شما را زيرا چهار گروه درمورد سؤال اجر و پاداش الهى دارند:
سؤالكنندگان، پاسخگويان، شنوندگان و كسانى كه آنها را دوست دارند». [٢]
در حديث ديگرى آن حضرت مىفرمايد:
«السُّؤالُ نِصْفُ العِلْمِ
؛ سؤال نيمى از
[١]. بحارالانوار، ج ٤١، ص ٣١٣.
[٢]. همان، ج ٧٤، ص ١٤٦، ح ٣٩.