پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤٢
معظمله در همين صفحات به آشنايى بيشتر خود با نهجالبلاغه در «زندان ستمشاهى» در سال ٤٢ اشاره مىكند و اينكه در آن مدتى كه زندانى بوده فرصت خوبى براى مطالعه دقيقتر اين كتاب براى وى فراهم شده است، آنگاه مىنويسد: «آن ايام متوجه شدم كه نهجالبلاغه چيزى فراتر از آن است كه ما فكر مىكنيم؛ خود را با دريايى از علم و دانش روبهرو ديدم كه با مهمترين مسائل زندگى انسان در تمام ابعاد معنوى و مادّى سر و كار دارد، دريايى مواج و خروشان، كه گوهرهايش را همراه امواجش به ساحل مىپاشد و ساحلنشينان خود را غرق در انواع مواهب معنوى و مادّى مىكند، ولى غواصان تلاشگر سهم بيشترى دارند.
آن روز فهميدم چقدر محروماند كسانى كه با داشتن چنين گنجينه گرانبهايى از آن بىخبرند، و دست به سوى ديگران دراز كرده و آنچه را خود دارند، از بيگانه تمنّا مىكنند!».
آنگاه به انگيزه دوم اشاره مىكند كه نبودن شرح جامع و بهروز براى نهجالبلاغه است و مىنويسد: «در طول تاريخ اسلام، شروح متعدّدى بر نهجالبلاغه نوشته شده، و علماى عالىقدرى چه در گذشته و چه در عصر ما براى تبيين و تفسير و كشف گنجينههاى آن كوشيدهاند و خدمات پرارزشى انجام دادهاند، ولى انصاف اين است كه نهجالبلاغه هنوز دست نخورده است، هنوز مظلوم است هنوز تلاشهاى بسيار فراوان ديگرى را مىطلبد.
مخصوصاً در عصر و زمان ما كه عصر مشكلات پيچيده جوامع انسانى، عصر ظهور مكتبهاى مختلف فكرى، و عصر تهاجم بر اعتقادات و اخلاق و تقوا و فضيلت از سوى دنياپرستان و جهانخواران است، تا راه را براى رسيدن به منافع آلوده و نامشروعشان هموار سازند. آرى، در اين عصر، نهجالبلاغه مىتواند گرههاى سخت و دشوار زندگى انسانها را به خوبى بگشايد و به همين دليل بايد امروز تلاش و كوشش بيشترى به صورت گروهى براى كاربردى ساختن حقايق و دقايق نهجالبلاغه صورت پذيرد».