پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦ - شرح و تفسير مصائب كوچك را بزرگ نشمريد
مرحوم مغنيه در شرح نهجالبلاغه خود در ذيل همين كلام نورانى اميرمؤمنان عليه السلام مىگويد: فرض كنيد پادشاه قدرتمندى براثر حادثهاى ناگهان همه چيز را از دست مىدهد و براثر بعضى از حوادث بهكلى او را از حكومت كنار مىگذارند. ناگهان او خود را مانند يك نفر از افراد عادى كوچه و خيابان مىبيند كه مالك هيچچيز حتى بهاندازه جاى پايش نيست در اين حال چه كند؟ آيا گريه كند؟ ناله سر دهد؟ فرض كنيم گريه كند و زبان به شكوه بگشايد آيا آنچه را كه از دست رفته بازمىيابد؟ در چه زمانى گريه حلال مشكلات بوده در حالى كه غم و اندوه، عقل و جسم را ضعيف مىكند و مصيبت را سنگينتر مىسازد و آن را به مشكلات مهلكى مبدل مىكند.
سپس مرحوم مغنيه مىگويد: آخرين پادشاه چين، بزرگترين پادشاه روى زمين بود ولى هنگامى كه حكومتش از دست رفت همه آن قدرتها و امكانات را به فراموشى سپرد و در يكى از باغستانها با مزد كمى مشغول كار شد و گلها را آبيارى مىكرد و علف هرزهها را با دست خود مىكند و در همين حال كتابهاى متعددى از شرح زندگانى خود به رشته تحرير درآورد، كه درس عبرتى براى كسانى است كه عبرتگير هستند.
سپس مىگويد: هر شخص عاقلى بايد اينگونه باشد و با واقعيتهاى موجود بسازد والا هويت خود را از دست مىدهد و در جهانى مملو از خرافات و اوهام و خيالات زندگى مىكند. [١]
وقتى بزرگترين مصيبتها را مىتوان به فراموشى سپرد و بهجاى ناله و فرياد و بىتابى، زندگانى جديد مناسب و آرامبخشى ساخت چگونه نمىتوان با مصائب كوچك كنار آمد تا مبدل به مصائب بزرگتر نشود؟
[١]. شرح نهجالبلاغه مغنيه، ج ٤، ص ٤٨٣.