پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨ - ١ ماجراى گفتگوى عمار ياسر و مغيره
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«كَلَّا إِنَّ عَمَّاراً مَلِىءٌ إِيمَاناً مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ وَ اخْتَلَطَ الْإِيمَانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِه
؛ چنين نيست، عمار از فرق سر تا قدم مملو از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او آميخته است». سپس پيامبر صلى الله عليه و آله افزود: اگر باز در چنين شرايطى قرار گرفتى همينگونه عمل كن. [١]
اين آيه و روايت از مدارك روشنى است كه اجازه تقيه را در شرايطى كه جان انسان در خطر است مىدهد.
در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او بشارت داد، فرمود:
«يا ابا اليقظان
(انتخاب اين كنيه براى عمار شايد به اين دليل بود كه در بعضى از جنگها او و بعضى ديگر از صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله شب بيدار بودند و از لشكريان حفاظت مىكردند تا دشمن به آنها شبيخون نزند)
فَإِنَّكَ أَخُو عَلِى فِى دِيانَتِهِ وَ مِنْ أَفَاضِلِ أَهْلِ وَلَايتِهِ وَ مِنَ الْمَقْتُولِينَ فِى مَحَبَّتِهِ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِية
؛ تو برادر على در ديانتش هستى و از افراد برجسته اهل ولايت او مىباشى و از كسانى هستى كه در محبت او شهيد مىشوى و تو را گروه ستمكار شهيد مىكنند». [٢]
و همينگونه شد؛ او در صفين به دست لشكريان معاويه به شهادت رسيد.
جالب اينكه علماى اهل سنت نيز در فضيلت عمار مطالب قابل توجهى نقل كردهاند ولى با نهايت تأسف عثمان بلايى بر سر عمار آورد كه هر مسلمانى از شنيدن آن ناراحت مىشود. بلاذرى، از علماى معروف اهل سنت، در كتاب انساب الاشراف مىنويسد كه مقداد و عمار ياسر و طلحه و زبير و جمعى ديگر از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله نامهاى نوشتند و كارهاى خلاف عثمان را در آن برشمردند و او را از عذاب الهى ترساندند و به او گفتند كه اگر دست از كارهايش برندارد بر ضد او اقدام خواهند كرد. عمار نامه را گرفت و نزد عثمان آمد
[١]. بحارالانوار، ج ١٩، ص ٣٥.
[٢]. همان، ج ٢٢، ص ٣٣٣.