پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - نكته آيا ثواب، تفضّل است يا استحقاق؟
ولى خداوند براى لطف و رحمت بيشتر و ايجاد انگيزه در طاعات و نفرت از معاصى، براى اطاعت ثوابى قرار داده و براى معصيت عقابى. اين در واقع شبيه همان قاعده لطف است كه ارباب علم كلام مىگويند و خلاصهاش اين است كه شخص حكيم هنگامى كه چيزى را از كسى مىخواهد آنچه او را به اطاعت نزديك مىكند و از معصيت بازمىدارد در نظر مىگيرد بىآنكه او را اجبار كرده باشد:
(اللُّطفُ هو ما يكونُ المكلَّفُ معه أقرَبَ إلى فعلِ الطاعةِ وأبعَد مِن فِعلِ المَعصيةِ ولم يَكُن له حظٌّ فى التَّمكينِ (أي القدرَةِ) ولم يبلُغْ حَدَّ الإلجاءِ)
. بنابراين حسن و قبح عقلى، و وضع ثواب و عقاب بر طاعت و معصيت بر اساس حكمت الهى نه تنها منافاتى با يكديگر ندارند بلكه مؤيد يكديگرند.
نكته آيا ثواب، تفضّل است يا استحقاق؟
در ذيل خطبه ٢١٦ در جلد هشتم، اين مسئله را مطرح كرديم كه آيا پاداشهاى الهى بر اساس استحقاقى است كه بندگان پيدا مىكنند و يا نوعى تفضل و كرم پروردگار است. در اين مسئله اختلاف نظر فراوانى در ميان علماى علم كلام بهويژه اشاعره و معتزله وجود دارد.
مهمترين دليلى كه طرفداران استحقاق مىگويند اين است كه اطاعت فرمان خدا غالباً با مشكلاتى همراه است. چگونه ممكن است خداوند حكيم عادل اين مشكلات را بر بندگان خود تحميل كند و اجر و پاداشى در برابر آن قرار ندهد در حالى كه ازنظر فقهى هر كسى براى ديگرى كارى انجام دهد يا بايد اجرة المثل به او داد و يا اجرة المسمى، مگر آنكه خودش قصد تبرع داشته باشد.
ولى به يقين قياس اين دو با يكديگر قياس مع الفارق است. كارگر و اجيرى كه براى ما كار مىكند مشكلى را از ما حل مىكند و خدمتى براى ما انجام مىدهد نه اينكه مشكل خود را حل كند.