پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - شرح و تفسير سرچشمه تمام عيوب
در حديث ديگرى از همان منبع و از همان حضرت مىخوانيم:
«البَخيلُ يَبخَلُ عَلى نَفسِه باليَسيرِ مِن دُنياه ويَسمَحُ لِوراثهِ بِكُلّها
؛ بخيل حتى مقدار كمى از دنيا را بر خود حرام مىكند ولى همه آن را در اختيار وارث مىگذارد». [١]
نيز در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَالْجَنَّةِ قَرِيبٌ مِنَالنَّار
؛ بخيل از خدا و مردم دور است و به آتش دوزخ نزديك». [٢]
سرچشمه اصلى بخل همان سوءظن به وعدههاى الهى است آنجا كه در برابر انفاق وعده جبران بىشمار فرموده و بخيل به اين وعدههاى صريح الهى اعتنا نمىكند.
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«البُخلُ بالمَوجودِ سُوءُ الظّنّ بالمَعبودِ
؛ بخل ورزيدن درباره آنچه انسان در اختيار دارد نشانه سوءظن به معبود است». [٣]
نقطه مقابل بخل سخاوت است كه صفت بارز اولياءاللَّه و مؤمنان راستين مىباشد. آنها آنقدر سخاوت به خرج مىدادند كه گاه تمام يا بخش عمده زندگى خود را در اختيار ديگران مىگذاشتند.
يكى از شاخههاى بخل، بخل در علم است كه متأسفانه مصاديق زيادى دارد:
مطلبى را كشف كرده و حاضر نيست به ديگران بياموزد و گاه بخيلانى در علوم پيدا مىشوند كه علم و دانش خود را با خود به گور مىبرند. در دنياى امروز بخل در علم از ناحيه سردمداران جهان يك كار رايج و بسيار زشت است كه حاضر نيستند حتى فرمولهاى داروهاى نجاتبخش را در اختيار ديگران بگذارند هرچند اين كار سبب مرگ افراد زيادى شود.
البته همه بخيلان در تمام شاخههاى بخل مشترك نيستند بعضى بخل به مال دارند بعضى بخل به مقام و گروهى بخل به علم و دانش و گاه بعضى همه اين
[١]. غررالحكم، ح ٦٥١٥.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١٥، ص ٢٥٩، ح ١٤.
[٣]. غررالحكم، ح ٦٥١٢.