پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٥ - شرح و تفسير مصائب كوچك را بزرگ نشمريد
با اين حال چرا و چگونه ممكن است انسان به مجرد مشاهده مصيبتى زبان به شكايت و ناشكرى بگشايد و بىتابى كند و آه و ناله سر دهد؟
اى بسا خداوند رحيم مصيبت كوچكترى را براى جلوگيرى از مصيبت بزرگترى براى بندهاش فرستاده است.
در هر حال آنها كه در برابر مصيبتهاى كوچك جزع و فزع و بىتابى مىكنند و زبان به شكايت مىگشايند با اين كار خود، مستحق مصيبتهاى بزرگترى مىشوند و به عكس اگر شكر الهى را بهجا آورند و حتى آن را به عنوان موهبتى از ناحيه او پذيرا شوند چه بسا خداوند مواهب مهمى نصيب آنها كند كه آن مصيبت در برابر آن كوچك و ناچيز است.
در تفسير عياشى آمده است كه خداوند به يكى از شيعيان دخترى داده بود و او خدمت امام صادق عليه السلام رسيد. حضرت او را بهسبب تولد آن دختر خشمگين ديد، فرمود: بگو ببينم اگر خداوند به تو وحى مىفرستاد كه من جنس فرزند را براى تو انتخاب كنم يا تو براى خويش انتخاب مىكنى؟ در پاسخ چه مىگفتى؟
عرض كرد: مىگفتم خداوندا تو انتخاب كن. امام عليه السلام فرمود: اكنون نيز خداوند براى تو انتخاب كرده است. سپس امام عليه السلام فرمود: آيا داستان آن پسرى را شنيدهاى كه در داستان خضر و موسى عليهما السلام به دست خضر عليه السلام به قتل رسيد و سرانجام خضر عليه السلام گفت: خداوند مىخواست بهتر و بامحبتتر از آن پسر (كافر فاسد) را به پدرومادرش بدهد؟ آرى آن پدر و مادر، آن پسر فاسد را از دست دادند و خداوند بهجاى آن، دخترى به آنها داد كه هفتاد پيغمبر از دودمان او به عرصه وجود آمدند. [١]
تاريخ، افرادى را نشان مىدهد كه براثر روح بزرگ و فكر بلند، عظيمترين مصائب را در خود هضم مىكردند و با آن كنار مىآمدند تا چه رسد به مصائب كوچك.
[١]. بحارالانوار، ج ٥، ص ٢٩٨.