پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩ - شرح و تفسير دوازده صفت اولياءاللَّه
صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»؛ ولى اين آيات روشنى است كه در سينه دانشوران جاى دارد».
و در جاى ديگر مىفرمايد: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ». [١]
جمعى از مفسران نهجالبلاغه جمله
«وبه علموا»
را چنين تفسير كردهاند كه مقام و منزلت آنها در نزد مردم بهوسيله قرآن دانسته مىشود؛ آياتى همچون آيات مباهله و تطهير و ولايت و امثال آن بيانگر مقامات آنهاست. البته اين تفسير در صورتى صحيح است كه «عَلموا» بهصورت فعل مجهول (عُلموا) خوانده شود ولى هرگاه- آنگونه كه در نسخههاى مختلف آمده است- بهصورت فعل معلوم (عَلموا) خوانده شود تفسير آن همان است كه در بالا گفتيم.
سپس در دهمين و يازدهمين وصف اولياء اللَّه مىافزايد: «قرآن بهوسيله آنها برپاست همانگونه كه آنها بهوسيله قرآن برپا هستند»؛
(وَ بِهِمْ قَامَ الْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا)
. دليل قيام قرآن بهوسيله آنها روشن است زيرا تبليغ قرآن و تبيين مفاهيم آن براى عموم مردم و اجراى دستورات آن، بهوسيله آنها صورت مىگيرد.
اما قيام آنها بهوسيله قرآن بهسبب آن است كه قرآن سرچشمه اصلى تمام علوم و دانشهاى آنهاست.
آرى آنها همچون چشمههايى هستند كه از منابع زيرزمين مدد مىگيرند و سپس بهسوى باغها و گلزارها و كشتزارها سرازير مىشوند.
اين دو وصف در واقع تأييدى است بر دو وصف سابق، با اين تفاوت كه در دو وصف سابق، سخن از علم و آگاهى آنها و علم و آگاهى مردم بهوسيله آنها بود و در اينجا سخن از عمل به دستورات و اجراى اوامر و نواهى الهى است.
در جمله «به قاموا» اين احتمال نيز وجود دارد كه برجستگى آنها در ميان
[١]. نحل، آيه ٤٣.