پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧ - شرح و تفسير هر افتخارى است در عمل است
البته عظمت نياكان ممكن است بهصورت تشريفاتى مايه افتخار شود ولى افتخار حقيقى در پرتو صفات و اعمال خود انسان است.
در حديثى مىخوانيم: شخصى خدمت امام على بن موسىالرضا عليه السلام رسيد و عرض كرد: به خدا سوگند كه بر روى زمين كسى ازنظر شرافت پدر از تو برتر نيست. امام عليه السلام فرمود:
«التَّقْوَى شَرَّفَتْهُمْ وَطَاعَةُ اللَّهِ أَحْظَتْهم
؛ تقواى الهى آنها را شريف نمود و اطاعت پروردگار آنها را والامقام ساخت». آن مرد بار ديگر عرض كرد: به خدا سوگند تو بهترين مردم هستى. امام عليه السلام فرمود: اى مرد! قسم مخور؛
خَيرٌ مِنِّى مَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَطْوَعَ لَهُ وَ اللَّهِ مَا نَسَخَتْ هَذِهِ الْآيةَ، آيةٌ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً ... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم
؛ بهتر از من كسى است كه تقواى الهىاش بيشتر و مطيعتر در برابر فرمان خدا باشد به خدا سوگند اين آيه را هيچ آيهاى نسخ نكرده است: خداوند شما را طوايف و قبايلى قرار داده تا يكديگر را بشناسيد، گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شماست». [١]
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه فرمود: «سه چيز است كه از اعمال دوران جاهليت است ...» و نخستين آن را «الفخر بالانساب؛ افتخار به نسب» ذكر فرمود. [٢]
اين سخن را با حديثى از امام على بن موسىالرضا عليه السلام پايان مىدهيم: زيد بن موسى (برادر امام على بن موسىالرضا عليه السلام) در مدينه خروج كرد و بر ضد حكومت قيام نمود و در مدينه آتشافروزى كرد و عدهاى را به قتل رساند و به همين دليل زيد النار ناميده شد. لشكريان مأمون او را اسير كردند و نزد مأمون آوردند. مأمون گفت: او را نزد ابوالحسن على بن موسىالرضا عليه السلام ببريد. ياسر (غلام حضرت) مىگويد: هنگامى كه او را نزد امام عليه السلام آوردند حضرت به او
[١]. بحارالانوار، ج ٤٦، ص ١٧٧، ح ٣٣
[٢]. همان، ج ٧٠، ص ٢٩١، ح ١٥.