پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - شرح و تفسير مردم دشمن چه چيزند؟
و حتى شهادت فى سبيل اللَّه آشنا هستند به آن عشق مىورزند.
داروهاى تلخ و شفابخش براى كودكى كه از آن اطلاعى ندارد تنفرآميز است و به اين آسانى حاضر به نوشيدن آن نيست و با آن دشمنى مىكند در حالى كه افرادى كه از آثار آن دارو باخبرند براى بهدست آوردن آن هرگونه بهايى را مىپردازند و با عشق و علاقه آن را مىخورند.
مؤيد اين سخن گفتارى است كه به عنوان يك اصل كلى، بعضى از روانشناسان اظهار كرده و مثال روشنى نيز براى آن ذكر نمودهاند و آن اينكه جهل انسان به شرايط محيط، محيط را براى او غير قابل تحمل مىكند اما هنگامى كه از آن شرايط باخبر مىشود ناگهان همه چيز براى او قابل تحمل مىگردد.
آنها در مثالشان چنين مىگويند: شخصى در حال مسافرت با قطار با مسافر ديگرى همنشين شد كه چند فرزند خردسال شلوغ داشت ولى آنها را از كارهاى نادرستشان باز نمىداشت. اين مرد مسافر بسيار عصبانى شد و رو به پدر آن بچهها كرد و گفت: چرا مراقب آنها نيستى؟ آن مرد با چشمهاى اشكبار گفت: ببخشيد همسرم در بيمارستان در حال سختى است و من در فكر او بودم و از كودكان غافل شدم. اين مرد با شنيدن اين سخن و آگاه شدن از دليل عدم مراقبت پدر، وضعش دگرگون شد، عذرخواهى كرد و بچهها را نوازش نمود و روحش آرام گرفت.
آرى، هنگامى كه آن مرد از شرايط موجود آگاه شد عداوت او به دوستى مبدل گشت.
در مسائل اعتقادى در طول تاريخ بسيار ديده شده است كه دو گروه به جان هم افتادهاند و علت اصلى آن بىخبر بودن از اعتقاد ديگرى بوده است و اگر آگاه بودند نه تنها به عداوت برنمىخاستند بلكه با هم دوستى داشتند.
در داستان معروفى كه يكى از شعرا آن را به شعر درآورده مىخوانيم كه