پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠ - ٤٢٠ وَرُوِى أَنَّهُ عليه السلام كَانَ جَالِساً فِى أَصْحَابِهِ فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ،
خواهناخواه سبب تحريك آنها مىشود.
سپس به عنوان يك حكيم آگاه و مهربان راه حل مشكل را به آنها نشان مىدهد، مىفرمايد: «هرگاه يكى از شما نظرش به زنى افتاد كه زيبا و صاحب جمال بود، برود و با همسر خود آميزش كند زيرا او هم زنى است مانند همسرش»؛
(فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ، فَإِنَّما هِيَ امْرَأَتِهِ كَامْرَأَتِهِ)
. درست است كه زنها ازنظر زيبايى و جاذبه جنسى با هم متفاوتاند ولى نتيجه نهايى ارتباط با آنها كه آميزش جنسى است كم و بيش يكسان است و مىتواند جلوى تحريكات و انحرافات را بگيرد.
و اين درسى است از سوى امام عليه السلام به همه جوانان كه براى نجات از انحرافات جنسى و آلودگى به گناه اقدام به ازدواج كنند زيرا يك همسر مناسب مىتواند جلوى همه اين هيجانات را بگيرد واگر كسى هوىپرست وشهوتپرست نباشد مشكل جنسى خود را با همسرش به هر صورت حل خواهد كرد.
در اين هنگام مردى از خوارج گفت: «خداوند اين كافر را بكشد چقدر دانا و فقيه است»؛
(فقال رجلٌ مِنَ الخَوارِج: «قاتَلَهُ اللَّهُ كافِراً ما أَفْقَهَه»)
. هنگامى كه حاضران اين سخن را شنيدند از جاى پريدند تا او را به قتل برسانند ولى امام عليه السلام فرمود: «آرام باشيد جواب دشنام، دشنام است و يا گذشت از گناه (نه اعدام)»؛
(فوثب القوم ليقتلوه، فقال عليه السلام: رُوَيْداً إِنَّما هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ، أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ!)
. در اينجا سؤالاتى پيش مىآيد كه بايد به پاسخ آنها پرداخت:
١. بعضى سؤال مىكنند كه چرا امام عليه السلام در اينجا نهى از منكر نفرمود بلكه تنها دستورى داد كه اصحاب و يارانش در آينده با مشاهده زنى زيبا گرفتار مشكلى نشوند.
پاسخ اين سؤال روشن است و آن اينكه نظرانداختن اصحاب و ياران