پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - شرح و تفسير بىاعتبارى اين دو نعمت
قدرتمندى را از پاى درمىآورد.
يك رگ كوچك از رگهايى كه قلب را تغذيه مىكند بهوسيله ذره كوچك خون لختهشدهاى بسته مىشود و ممكن است منجر به ايست قلبى گردد.
رگهاى بسيار ظريفى كه از لابهلاى مغز مىگذرند و آن را تغذيه مىكنند اگر براثر فشار خون يا عامل ديگرى پاره شوند و خون، بخشى از مغز را فراگيرد ممكن است قسمت مهمى از بدن را فلج كند يا انسان را به ديار باقى بفرستد.
با اين حال چگونه انسان مغرور مىشود و چنين مىپندارد كه سلامتى او دائماً باقى و برقرار است و هر كارى از دستش برمىآيد بايد انجام دهد و به هركس مىخواهد ظلم و ستم روا دارد؟
اموال و ثروتهاى كلان انسان نيز وضع بهترى از اين ندارد؛ يك آتشسوزى مهيب، يك زلزله، يك خشكسالى، يك تلاطم در امور اقتصادى جهان، يك جنگ محلى يا جهانى ممكن است آنها را بر باد دهد، شب بخوابد در حالى كه ثروتمندترين مردم جامعه خويش است، فردا بهصورت فقيرترين افراد درآيد و به گفته شاعر:
|
بر مال و جمال خويشتن غره مشو |
كان را به شبى برند و اين را به تبى |