پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨١ - ٤٥٥ وَسُئِلَ مَنْ أَشْعَرُ الشُّعَرَاءِ، إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا، فَإِنْ كَانَ وَ لَابُدَّ فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ
٤٥٥ وَسُئِلَ مَنْ أَشْعَرُ الشُّعَرَاءِ، إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا، فَإِنْ كَانَ وَ لَابُدَّ فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ
(يريد امرؤ القيس).
از امام عليه السلام پرسيدند: برترينِ شعراى عرب كيست؟
امام عليه السلام فرمود:
شاعران همه يك روش نداشتند و در يك ميدان به مسابقه نپرداختند تا پيشگام آنها مشخص شود و اگر ناگزير بايد به اين سؤال پاسخ داد بايد گفت: برترين آنها همان سلطان گمراه بود. [١]
منظور امام عليه السلام امرؤ القيس، شاعر معروف عرب است (كه امام عليه السلام او را بر همه ازنظر قدرت شعرى مقدم شمرد هرچند اشعار او محتواى جالبى ندارد).
[١]. سند گفتار حكيمانه:
مرحوم خطيب در مصادر، روايت مفصلى از امالى ابن دريد (صاحب كتاب معروف جمهرة در لغت و متوفاى ٣٢١ قمرى) نقل مى كند كه گفتار حكيمانه بالا بخشى از آن را تشكيل مىدهد (كه نشان مىدهد قطعاً منبع ديگرى در اختيار داشته به خصوص اينكه پيش از سيد رضى و گردآورى نهجالبلاغه مىزيسته است). (مصادر نهجالبلاغه، ج ٤، ص ٣١١).
اضافه مىكنيم كه ابن اثير نيز در كتاب لغت خود موسوم به النهاية در واژه ضلّ، بخشى از آن را آورده است.