پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - شرح و تفسير مردگان زندهنما!
را نزديك مىكند و نه از روزى كسى مىكاهد (و بدانيد) از همه اينها مهمتر سخن حقى است كه در برابر پيشواى ستمگرى گفته مىشود (و از مظلومى در مقابل آن ظالم دفاع مىگردد»؛
(وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَايُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ، وَ لَايُنْقِصَانِ مِنْ رِزْقٍ، وَ أَفْضَلُ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدِ إِمَامٍ جَائِرٍ)
. بسيارند كسانى كه گمان مىكنند اگر بهسراغ انجام اين دو وظيفه بروند جانشان يا نانشان به خطر مىافتد در حالى كه چنين نيست. خداوند حافظ جان و نان آنهاست و اين تفكر، تفكرى است شركآلود و بىگانه از حق.
جمله «وَ افْضَلُ مِنْ ذلِكَ كُلّهِ» حقيقت مهمى را بازگو مىكند و آن اينكه انسان بايد شجاع باشد و در برابر ظالمان، بىاعتنا به خطراتى كه ممكن است او را تهديد كند حق را بيان دارد و اى بسا بيان حق، آنها را بيدار و يا حداقل شرمنده سازد و از انجام ظلمهايى بازدارد.
جالب اينكه ابن ابى الحديد در ذيل اين جمله اشاره به داستان زيد بن ارقم در برابر ابن زياد يا يزيد بن معاويه مىكند و مىگويد: مصداق اين سخن روايتى است كه مىگويد: زيد بن ارقم، ابن زياد- و گاه گفته شده يزيد بن معاويه- را ديد كه با چوبدستى خود به دندان امام حسين عليه السلام مىزند در آن زمانى كه سر آن حضرت را نزد او برده بودند. زيد بن ارقم فرياد زد و گفت: چوب را بردار. بسيار ديدم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين دندانها را مىبوسيد. [١]
نمونه ديگر آن سخنى است كه عبداللَّه بن عفيف ازدى در مسجد كوفه در برابر ابن زياد گفت و سخنان او را درهم كوبيد. هنگامى كه ابن زياد بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش براى قدرتنمايى به مسجد كوفه آمد و بر فراز منبر رفت و در برابر انبوه جمعيت، خدا را حمد كرد كه پيروز شده و اهانت
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٩، ص ٣٠٧. طبرى، مورخ مشهور نيز در تاريخ خود اين داستان را آورده است. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٤٩.