پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - ١ ماجراى گفتگوى عمار ياسر و مغيره
اصحاب ما چنين مىگويند: كسى كه اسلام آوردنش اينگونه باشد و پايان كارش خبر متواترى باشد كه تا پايان عمرش على عليه السلام را بر منابر لعن مىكرد و در ميان اين آغاز و پايان، كارش فسق و فجور و پر كردن شكم و هوسبازى جنسى و همراهى با فاسقان و صرف وقت در غير اطاعت خدا بود چگونه ممكن است كسى به او علاقه داشته باشد و ما چه عذرى داريم اگر فسق او را براى مردم آشكار نسازيم. [١]
اين گفتار ابن ابىالحديد در واقع اشاره به داستان عدالت صحابه است كه اهل سنت همه آنها را از خوب و بد و زشت و زيبا و مؤمن و فاسق، محترم مىشمارند. مقصود ابن ابىالحديد اين است كه آيا كسى را با اين زندگى سراسر كثيف و آلوده تنها به عنوان اينكه جزء صحابه بوده يعنى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را ديده مىتوان تبرئه كرد يا او را عادل شمرد؟ [٢]
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ٢٠، ص ١٠.
[٢]. كسانى كه بخواهند اطلاعات بيشترى درباره مغيره و كارهاى زشت و كثيف او پيدا كنند مىتوانند به تاريخ مدينه دمشق ابن عساكر، ج ٦٠، ص ١٣ تا ٦٣ مراجعه كنند.