پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - نكته روح ادب و اسباب آن
ستم شود. به ديگران نيكى كن چنانكه دوست دارى به تو نيكى شود. آنچه را براى ديگران قبيح مىشمرى براى خودت نيز زشت شمار. و براى مردم راضى شو به آنچه براى خود از سوى آنان راضى مىشوى. آنچه را كه نمىدانى مگو، اگرچه آنچه مىدانى اندك باشد، و آنچه را دوست ندارى درباره تو بگويند، درباره ديگران مگو». [١]
نكته روح ادب و اسباب آن
«أدب» (بر وزن ابر) در اصل به معناى دعوت كردن به مهمانى است و لذا به مجلس مهمانى مَأْدُبَة و مَدعاة مىگويند.
«أدَب» (بر وزن طلب) به معناى دعوت كردن ديگرى به نيكىها و ترك زشتىهاست و تأديب نيز همين معنا را مىرساند.
اين كار وظيفه تمام انبيا و اوليا و معلمان و پيشوايان و پدران و مادران است كه پيروان و شاگردان و فرزندان خود را به نيكىها دعوت كنند و از بدى بازدارند. بلكه قبل از همه، ادب كردن كار خداست كه گاه از طريق فرستادن پيامبران و نازل كردن كتب آسمانى، انسانها را ادب مىكند و گاه از طريق آزمونهاى تكوينى و مجازاتهاى مادى و معنوى.
اين واژه گاه معناى اسم مصدرى دارد و اشاره به حالتى است كه انسان در پرتو نيكىها و ترك زشتىها پيدا مىكند.
در روايات اسلامى بحثهاى گستردهاى درباره ادب وارد شده است.
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«أفضَلُ الشَّرَفِ الأدَبُ
؛ ادب بالاترين شرافت است». [٢]
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٣١.
[٢]. غررالحكم، ح ٥٠٧٥.