پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - نكته آداب سؤال
علم و دانش است». [١]
ولى سؤال با تمام اهميّتش، استثنائاتى هم دارد كه در آن موارد سؤال كردن زشت و نازيباست. ازجمله همان مطلبى كه در گفتار حكيمانه بالا آمد كه انسان درباره امور غير ممكن پرسش كند.
ديگر اينكه سؤالها جنبه تفقه و فراگيرى علم نداشته باشد بلكه كسى بخواهد براى خفيف و خوار كردن طرف مقابل يا به عنوان لجبازى چيزى بپرسد و سؤال خود را پيگيرى نمايد.
نيز امورى وجود دارد كه وقت آن فرا نرسيده است و عجله كردن درمورد آن صحيح نيست مانند آنچه در قرآن مجيد در داستان خضر و موسى عليهما السلام آمده است كه خضر عليه السلام از موسى عليه السلام عهد گرفته بود كه اگر امور عجيبى از خضر عليه السلام ديد عجله در سؤال نكند و بگذارد تا او بهموقع آن را پاسخ گويد.
همچنين سؤال كردن درباره امورى كه تكليف انسان را سنگين مىكند در حالى كه اگر درباره آن سؤال نشود خداوند براى آن مؤاخذه نمىكند. مثل سؤالات مكررى كه بنىاسرائيل درباره گاوى كه مأمور بودند آن را ذبح كنند از موسى عليه السلام كردند و لحظه به لحظه كار خود را مشكلتر و پيچيدهتر ساختند. قرآن مجيد نيز مىفرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ». [٢]
يا سؤال درباره امورى كه عقل انسان هرگز به حقيقت آن نخواهد رسيد مانند سؤال درباره كنه ذات پروردگار كه هيچ انسانى نمىتواند به آن برسد چون فكر و روح انسان محدود است و ذات پاك خداوند نامحدود.
يا سؤال درباره مسائل پيچيدهاى كه فهم آن در استعداد سؤالكننده نيست مانند سؤال درباره قضا و قدر كه از پيچيدهترين مسائل علمى و فلسفى است
[١]. كنزالعمال، مطابق نقل ميزان الحكمة، ح ٢٨٧٧، باب سؤال.
[٢]. مائده، آيه ١٠١.