پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - شرح و تفسير ده موضوع مهم و سرنوشتساز
حقيقت قناعت يك ملكه درونى است كه انسان با داشتن آن با حدّاقل لازم براى زندگى مىسازد و بهدنبال زرق و برق و اضافات و تشريفاتى كه وقت و فكر و عمر انسان را مصروف خود مىسازد نمىرود و به همين دليل آلوده انواع گناهان و مسائل غير اخلاقى نمىشود.
اضافه بر اين، شخص قانع، آزادگى فوقالعادهاى دارد زيرا زير بار منت هيچكس نيست؛ در حديثى از اميرمؤمنان عليه السلام در غررالحكم آمده است:
«الْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ وَ الْعَبْدُ حُرٌّ إِذَا قَنِعَ
؛ شخص آزاده، برده است هنگامى كه طمع كند، و برده، آزاده است هنگامى كه قناعت پيشه كند». [١]
در ششمين نكته مىفرمايد: «هيچ مالى براى نابودى فقر بهتر از رضا به مقدار نياز نيست»؛
(وَلَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَةِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ)
. اين جمله كه در واقع تكميل كننده جمله سابق است اشاره به اين دارد كه بىنيازى حقيقى در آن است كه انسان به ضروريات زندگى راضى باشد و درپى مالاندوزى و فراهم كردن اسباب و وسايل تجملاتى كه به يقين مورد نياز او نيست خود را به زحمت نيفكند كه اين نوعى فقر و آن نوعى غناست.
در هفتمين نكته باز بر آنچه در نكته پنجم و ششم گذشت بهگونه ديگرى مهر تأييد مىزند و مىفرمايد: «آنكس كه به مقدار نياز اكتفا كند به آسايش و راحتى هميشگى دست يافته و در فراخناى آسودگى جاى گرفته است در حالى كه دنياپرستى كليد رنج و بلا و مَركب تعب و ناراحتى است»؛
(وَمَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَمَطِيَّةُ التَّعَبِ)
. «تبوأ» از ماده «تبوِئَه» (بر وزن تذكره) به معناى سكنى دادن به قصد دوام و بقاست.
[١]. غررالحكم، ح ٨٩٧٥.