تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦١٩
باشد، از برايش در نزد خدا ناخشنودى است».
٢٣٦٠/ ٩. از او، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از زكريّا بن حرّ، از جابر بن يزيد، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «جز اين نيست كه مؤمن در دنيا مبتلى مىشود بر اندازه دينش. يا فرمود: بر حسب دينش».
٢٣٦١/ ١٠. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از بعضى از اصحاب خويش، از محمد بن مثنّى حضرمى، از محمد بن بهلول بن مسلم عبدى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «جز اين نيست كه مؤمن به منزله پله ترازو است، هر چه در ايمانش فزوده شود، در بلاء و زحمتش فزوده مىشود».
٢٣٦٢/ ١١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابوايّوب، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «مؤمن چهل شب بر او نگذرد، مگر آنكه او را امرى عارض شود كه او را اندوهناك سازد، و به آن پند داده شود و آگاه گردد».
٢٣٦٣/ ١٢. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از صفوان، از معاويه بن عمّار، از ناجيه روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه: مغيره مىگويد كه:
مؤمن مبتلى نمىشود به خوره و پيسى و نه به فلان و فلان. فرمود: «به درستى كه مغيره غافل است و خبر ندارد از حال صاحب سوره ياسين- يعنى حبيب نجّار كه قصّهاش در آن مذكور است- به درستى كه حبيب، دستش چلاق و خشكيده و به هم بسته و درهم كشيده بود». بعد از آن، حضرت انگشتان خويش را به سوى كف خويش برگردانيد و فرمود كه: «گويا من به چلاقى او مىنگرم، و آن را مىبينم [كه] به نزد قوم خود آمد و ايشان را از عذاب خدا ترسانيد.
بعد از آن، در فردا به سوى ايشان برگشت و او را كشتند». بعد از آن حضرت فرمود كه:
«مؤمن به هر بليّهاى مبتلى مىشود و به هر نوع مردنى مىميرد، مگر آنكه خود، خود را نمىكشد».
٢٣٦٤/ ١٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از پدرش، از ابراهيم بن محمد اشعرى، از عبيد بن زراره كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه مؤمن در نزد خداى عز و جل در بهترين مكان و منزله عظيمى است».- و سه مرتبه اين را فرمود- و فرمود: «زيرا كه او را به بلاء مبتلا مىگرداند، بعد از آن جانش را