تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١١٥
فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ»[١]- كه ترجمه آن گذشت[٢]-، و خداى عز و جل فرموده است: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ* وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ* وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ»[٣]؛ يعنى: «به حقيقت كه رستگار شدند مؤمنان؛ آنان كه ايشان در نماز خويش خاشع و ترسانند، و آنان كه ايشان از آنچه بيهوده و بىفايده است در گفتار و كردار رو گردانند، و آنان كه ايشان از براى زكات كنندگانند»[٤]؛ و فرموده:
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ»[٥]؛ يعنى: «و چون شنوند سخن بيهوده و باطل را، روى بگردانند از آن و گويند: از براى ما است كردارهاى ما و از براى شما است كردارهاى شما». و فرموده: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»[٦]؛ يعنى: «و چون اين بندگان پسنديده به چيز بيهوده و ناپسنديدهاى بگذرند، بگذرند در حالتى كه كريمان و بزرگواران باشند؛ يعنى نفس خود را گرامى دارند و در آنجا نايستند». و حضرت فرمود: «اين، آن چيزى است كه خدا بر گوش واجب گردانيده از ايمان، و آن، اين است كه گوش ندهد به آنچه از براى آن حلال نيست. و همين، عملِ آن است. و آن از جمله ايمان و پارهاى از آن است.
و بر چشم واجب گردانيده كه نظر نكند به آنچه خدا بر آن حرام گردانيده، و آنكه رو بگرداند از آنچه خدا از آن نهى فرموده، از آنچه برايش حلال نيست. و همين، عملِ آن است. و آن از جمله ايمان و پارهاى از آن است. و خداى- تبارك و تعالى- فرموده: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»[٧]؛ يعنى: «بگو به مؤمنان تا چشم فرو خوابانند، و بدنهاى خويش را بپوشند از ديدن نامحرم، و نگاه دارند فرجهاى خود را، و آن را از نامحرم بپوشند». و حضرت فرمود: «پس خدا ايشان را نهى فرموده از آنكه به عورتهاى ايشان نظر كنند، و از آنكه مردى به فرج برادرش نظر كند، و فرج خود را
[١]. زمر، ١٧ و ١٨.
[٢]. و بشارت ده بندگان مرا، آنان كه سخن را مىشنوند و نيكوترين آن را دنبال مىكنند اينان كسانىاند كه خدا هدايتشان نموده و ايناناند خردمندان.( مترجم)
[٣]. مؤمنون، ١- ٤.
[٤]«. يعنى در اين فعل كه عبارت است از زكات دادن، اهتمام و شدّتى دارند. و مراد از زكات، قدرى از مال كه آن رابيرون مىكنند، نيست.( مترجم)
[٥]. قصص، ٥٥.
[٦]. فرقان، ٧٢.
[٧]. نور، ٣٠.