تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٠١
قيامت، و حال آنكه آتش در شكمش زبانه مىكشد، تا آنكه زبانه آتش از دهانش بيرون آيد، و اهل موقف كه در صحراى قيامت جمعاند، همه او را بشناسند كه خورنده مال يتيم است. و در باب كيل فرو فرستاده كه: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ»[١]؛ يعنى: «واى بر كاهندگان در كيل و وزن».[٢]
و حضرت مىفرمايد: «خدا ويل را از براى كسى قرار نداد، تا آنكه او را كافر ناميد.
خداى عز و جل فرمودهاست: «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ»[٣]؛ يعنى: «پس واى بر آنها كه كافر شدند از وقت حاضر شدن در روز بزرگ كه روز قيامت است، و يا از مشاهده احوال آن روز، يا شهادت در آن روز».
و در باب عهد و پيمان فرو فرستاد كه: «إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»[٤]؛ يعنى:
«به درستى كه آنها كه مىفروشند و بدل مىكنند عهدى را كه با خدا بستهاند، و سوگندهاى خويش را كه ياد مىكنند به بهايى اندك كه متاع حقير دنيا است، اين گروه، هيچ بهرهاى نيست از براى ايشان، در آخرت و ثواب آن. و خدا با ايشان سخن نكند، و به سوى ايشان ننگرد در روز قيامت؛ يعنى به ايشان خوارى رساند، و بر ايشان غضبناك باشد، و ايشان را پاك نسازد از پليدى گناه، يا بر ايشان ثنا نكند، و ايشان را مدح نفرمايد، و از براى ايشان است عذابى دردناك يا دردآورنده». و حضرت مىفرمايد: «خلاق به معنى نصيب و بهره است؛ پس آنكه او را در آخرت هيچ بهرهاى نباشد، به چه چيز داخل بهشت مىشود. و در مدينه فرو فرستاد كه: «الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»[٥]؛ يعنى: «مرد زناكار نكاح نمىكند، مگر زن زناكار يا شركآورندهاى را، و زن زناكار به نكاح درنياورد او را، مگر مرد زناكار يا شركآورندهاى، و حرام گردانيده شده است اين نكاح بر مؤمنان[٦]». و حضرت مىفرمايد: «پس خدا مرد زناكار را مؤمن، و زن زناكار را مؤمنه نناميد. و رسول خد صلى الله عليه و آله فرمود- و اهل علم در آن شك ندارند كه آن حضرت
[١]. مطففين، ١.
[٢]. و ويل، كلمهاى است جامع جميع بدىها؛ يعنى انواع عذاب و عتاب و شدّت محنت.
[٣]. مريم، ٣٧.
[٤]. آل عمران، ٧٧.
[٥]. نور، ٣.
[٦]. و آيا حكم اين آيه منسوخ است يا حرمت، حرمت تنزيهى است، يا اعتياد به اين امر حرام است، خلافاست.( مترجم)