تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٥٣
به درستى كه خدا باريكدانى است كه علمش به هر چيز خرد و ريزهاى احاطه فرموده، و دانا و آگاه است به كنه هر چيزى».
٢٤٢١/ ١١. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از ابنفضّال، از ثعلبه، از سليمان بن طريف، از محمد بن مسلم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «به درستى كه گناه، بنده را از روزى محروم و بىبهره مىگرداند».
٢٤٢٢/ ١٢. محمد بن يحيى، از عبداللَّه بن محمد، از على بن حكم، از ابان بن عثمان، از فضيل، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه مرد مرتكب گناه مىشود، و به اين سبب روزى از او بازداشته مىشود»، و اين آيه را تلاوت فرمود كه: «إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ* وَ لا يَسْتَثْنُونَ* فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ»[١]؛ يعنى:
«ياد كن چون سوگند خوردند اهل باغى كه در دو فرسنگى صنعاى يمن بود، كه هر آينه ميوه آن را ببرند، در حالى كه در صباح در آيندگان باشند؛ يعنى در بامداد ميوه را بچينند؛ پس به اين قصد سوگند ياد نمودند و استثنا نكردند؛ يعنى نگفتند كه: انشاء اللَّه، اگر خدا خواهد[٢]؛ پس فرا گرفت بر آن باغ، بلاى طوافكننده و گرداگرد آن فروگيرنده، از جانب پروردگار تو، و ايشان خفتگان بودند».[٣]
٢٤٢٣/ ١٣. از او، از احمد بن محمد، از ابنفضّال، از ابنبكير، از ابوبصير روايت است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «چون مرد مرتكب گناه گردد، نكته و نشانه سياهى در دلش بيرون آيد. پس اگر توبه كند، آن نشانه برطرف شود، و اگر بر گناه بيفزايد، آن نشانه نيز بيفزايد، تا بر دلش غالب گردد و همه را سياه كند، و چون چنين شود، بعد از آن هرگز رستگارى نيابد».
٢٤٢٤/ ١٤. از او، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از ابوايّوب، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «به درستى كه بنده حاجتى را از خدا سؤال مىكند،
[١]. قلم، ١٧- ١٩.
[٢]. و بعضى گفتهاند كه: معنى اين است كه، جدا نكردند از آن ميوه، حصّه مساكين را، چنان كه پدر ايشان جدامىكرد.( مترجم)
[٣]. و آن بلاء، آتشى بود كه از آسمان فرود آمد، و در آن باغ پيچيده و ميوه آن را سوزانيد و درختان آن را خشك گردانيد.( مترجم)