تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٠٧
١٨٣٤/ ١٥. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از ابنفضّال، از آنكه او را روايت كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه سخن خويش را از كار خويش نشمارد يا نپندارد، گناهان او بسيار و عذابش حاضر است».
١٨٣٥/ ١٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: خدا زبان را به عذابى معذّب گرداند كه هيچ عضوى از اعضا را به آن عذاب، معذّب نكند؛ پس زبان عرض مىكند كه:
اى پروردگار من! مرا به عذابى معذّب ساختى كه هيچ عضوى را به آن عذاب، معذّب نساختى؛ پس به زبان گفته مىشود كه: از تو سخنى بيرون آمد و به همه شرق و غرب زمين رسيد، و به سبب آن سخن، خونى كه ريختنش حرام بود و احترامى داشت، ريخته شد، و به واسطه آن، مال صاحب حرمت به غارت رفت، و فرج حرام پرده حرمتش به جهت آن دريد.
سوگند ياد مىكنم به عزّت خويش، كه هر آينه تو را به عذابى معذّب سازم كه هيچيك از اعضاى صاحب تو را به آن عذاب، معذّب نسازم».
١٨٣٦/ ١٧. و به همين اسناد روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اگر در چيزى شومى و نامباركى باشد، در زبان خواهد بود».
١٨٣٧/ ١٨. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و حسين بن محمد، از معلىّ بن محمد هر دو، از وشّاء كه گفت: شنيدم از امام رضا عليه السلام كه مىفرمود: «چون مردى از بنىاسرائيل مىخواست كه عابد شود، بنا چنين بود كه ده سال پيش از آن خاموش مىشد».
١٨٣٨/ ١٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از بكر بن صالح، از غفارى، از جعفر بن ابراهيم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه جاى سخنِ خويش را از عملش ببيند و آن را از جمله عمل داند، سخنش كم باشد، مگر در آنچه خواهد و به كار او آيد».
١٨٣٩/ ٢٠. ابوعلى اشعرى، از حسن بن على كوفى، از عثمان بن عيسى، از سعيد بن يسار، از منصور بن يونس، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «در حكمت آلداود است كه بر عاقل لازم است كه عارف و شناسا باشد بروزگار خويش، و به كار خود رو آورده، زبان خويش را نگاه دارد».
١٨٤٠/ ٢١. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از على بن حسين رباط، از بعضى از