تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٠٧
عثمان بن عيسى، از على بن سالم كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«خداى عز و جل فرموده كه: من از همه شريكان بهترم. هر كه غير مرا با من شريك گرداند در عملى كه آن را مىكند، از او قبول نكنم و نپذيرم، مگر آنچه خالص باشد از براى من».
٢٤٩٦/ ١٠. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن محبوب، از داود، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر كه از براى مردم ظاهر گرداند آنچه را كه خدا دوست مىدارد، و با خدا مبارزه و جنگجويى كند به آنچه آن را ناخوش دارد، خدا را ملاقات كند و آن جناب بر او خشمناك باشد، و به غايت او را زشت دارد».
٢٤٩٧/ ١١. ابو على اشعرى، از محمد بن عبد الجبّار، از صفوان، از فضيل- يعنى ابو العبّاس-، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «يكى از شما نمىتواند كه چيز خوبى را ظاهر سازد و چيز بدى را پنهان گرداند. آيا چنان نيست كه به خود رجوع كند تا بداند كه آن همچنان نيست؟ و خداى عز و جل مىفرمايد: «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ»[١].
به درستى كه چون نهان، صحيح و درست باشد، آشكار، قوى باشد».
حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از فضاله، از معاويه، از فضل، از امام جعفر صادق عليه السلام مثل اين را روايت كرده است.
٢٤٩٨/ ١٢. على بن ابراهيم، از صالح بن سندى، از جعفر بن بشير، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير روايت كرده است كه فرمود: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «هيچ بندهاى نيست كه امر خيرى را پنهان دارد، مگر آنكه چند روزى نگذرد، تا آنكه خدا آن خير را از برايش ظاهر گرداند. و هيچ بندهاى نيست كه امر بدى را پنهان سازد، مگر آنكه چند روزى نگذرد، كه خدا آن بدى را از برايش ظاهر سازد».
٢٤٩٩/ ١٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از يحيى بن بشير، از پدرش، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «هر كه خداى عز و جل را اراده كند به عمل اندكى كه از او سر مىزند، خدا از برايش ظاهر گرداند بيشتر از آنچه اراده كرده، و هر كه مردم را اراده كند به بسيارى از عمل خويش، با آنكه بدن خود را در تعب اندازد و شبش را به بيدار خوابى بگذراند، خداى عز و جل ابا دارد، مگر از آنكه آن را اندك نمايد در چشم
[١]. قيامت، ١٤. انسان بر جان خود بينا است.