تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١
تا آنكه حضرت ابراهيم عليه السلام با صحيفها [كتابها] و عزيمت آمد.[١] و بعد از آنكه آمد، كتاب نوح را وا گذاشت، نه از روى نگرويدن به آن؛ بلكه به جهت مصلحت مردمان و زمان؛ پس هر پيغمبرى كه بعد از ابراهيم آمد، شريعت و طريقه ابراهيم، و به صحيفهاى آن حضرت عمل كرد، تا آنكه حضرت موسى آمد، با تورات و شريعت و طريقه و عزيمتى كه داشت، و صحيفهاى ابراهيم را ترك كرد؛ پس هر پيغمبرى كه بعد از موسى آمد، به تورات و به شريعت و طريقه موسى عمل كرد، تا آنكه حضرت مسيح عيسى بن مريم با انجيل و عزيمت آمد، و شريعت و طريقه موسى را ترك نمود؛ پس هر پيغمبرى كه بعد از مسيح آمد، به شريعت و طريقه آن حضرت عمل كرد، تا آنكه حضرت محمد صلى الله عليه و آله آمد؛ پس قرآن و شريعت و طريقه خويش را آورد، و حلال آن حضرت حلال است تا روز قيامت، و حرام او حرام است تا روز قيامت» (كه آنچه را كه آن حضرت حلال يا حرام گردانيده، بعد از اين تغيير و تبديلى در آن راه نيابد؛ زيرا كه پيغمبرى بعد از او نمىآيد تا روز قيامت).
و حضرت عليه السلام فرمود: «پس اين گروه اولوا العزم، از رسولاناند عليهم السلام».
باب در بيان ستونهاى دين اسلام
١٣. باب در بيان ستونهاى دين اسلام
١٤٩٠/ ١. حديث كرد مرا حسين بن محمد اشعرى، از معلّى بن محمد زيادى، از حسن بن على وشّاء كه گفت: حديث كرد ما را ابان بن عثمان، از فضيل، از ابوحمزه، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «دين اسلام بر پنج چيز بنا شده: بر نماز و زكات و روزه و حجّ و ولايت اهل بيت. و به چيزى از اينها ندا در داده نشد، مانند آنچه به ولايت ندا در داده شد».[٢]
١٤٩١/ ٢. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبدالرحمان، از عجلان بن ابىصالح روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: مرا بر حدود ايمان مطّلع گردان.
فرمود: «شهادت دادن است به اينكه خدايى نيست، مگر خدا، و اينكه محمد رسول خدا است، و اقرار كردن به آنچه محمد آن را از نزد خدا آورده، و نماز پنجگانه و اداى زكات
[١]. و عزيمت، دل بر كارى بستن است و آنچه ترك آن نشايد، به خلاف رخصت.( مترجم)
[٢].( چه، در غدير خم در حضور جميع كثيرى، به وضعى اظهار آن شد كه همه فهميدند، با آنچه پيش از آن و بعد از آن اتفاق افتاده).