تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٥
ايشان است. بعد از آنكه فرستاده خبر آورد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بار خدايا! مال و فرزند او را بسيار گردان. بعد از آن به گوسفندچرانى گذشت، و كسى را به سوى آن شبان فرستاد كه از او شير طلب كند؛ پس شبان آنچه را كه در پستانهاى گوسفندان بود، از براى او دوشيد، و آنچه شير در ظرفش بود، در ظرف رسول خدا صلى الله عليه و آله سرنگون كرد و در آن ريخت، و آن را با يك گوسفند به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاد و گفت كه: اينك، آن چيزى است كه در نزد ما بود، و اگر خواسته باشى زيادتر به تو دهيم، تو را زيادتر مىدهيم». حضرت فرمود كه: «پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بار خدايا! او را به قدر كفاف روزى ده. بعضى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله به آن حضرت عرض كرد كه: يا رسول اللَّه! از براى آنكه تو را رد كرد، دعا كردى به دعايى كه ما همه آن را دوست مىداريم و مىخواهيم، و دعا كردى از براى آنكه حاجتت را روا كرد، به دعايى كه ما همه آن را ناخوش داريم و نمىخواهيم. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه آنچه كم باشد و كفايت كند، بهتر است از آنچه بسيار باشد و اين كس را مشغول گرداند.
بار خدايا! محمد و آلمحمد را به قدر كفاف روزى ده».
١٩٣٥/ ٥. از او، از پدرش، از ابوالبخترى، از امام جعفر صادق صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود:
«به درستى كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: بنده مؤمن من اندوهناك مىشود اگر نفقه را بر او تنگ كنم، و حال آنكه آن تنگگيرى او را به من نزديكتر مىگرداند، و بنده مؤمن من شاد مىشود اگر بر او توسعه و گشادى دهم و روزى او را فراخ گردانم، با آنكه آن توسعه او را از من دورتر مىگرداند».
١٩٣٦/ ٦. حسين بن محمد از احمد بن اسحاق، از بكر بن محمد ازدى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خداى عز و جل فرموده است كه: از جمله خوشحالترين دوستان من در نزد من، و آنكه مردم بيشتر بايد بر او غبطه برند، بنده مؤمنى است كه صاحب بهره و بخت باشد، از صلاح و شايستگى و عبادت پروردگار. خويش را نيكو كند، و خدا را در نهانى عبادت كند، و در ميان مردم گمنام باشد كه به انگشتان به سويش اشاره نشود و انگشتنما نباشد، و روزيش به قدر كفاف باشد و بر آن صبر كند، و مرگ او را بشتاباند و ميراثش كم و گريهكنندگان بر او اندك باشند».