تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٣
جزء رسانيد. بعد از آن، آن جزءها را چندين عشر[١] قرار داد؛ پس هر جزئى را ده عشر گردانيد. بعد از آن، آن را در ميان خلايق تقسيم فرمود. و در مردى عشرى از يك جزء قرار داد، و در ديگرى دو عشر يك جزء، تا آنكه آن را يك جزء تمام رسانيد، و در ديگرى يك جزء و عشرى از جزء، و در ديگرى يك جزء و دو عشر جزء، و در ديگرى يك جزء و سه عشر جزء قرار داد، تا آنكه آن را به دو جزء تمام رسانيد. بعد از آن به همين حساب، تا آنكه بلندترين ايشان را به چهل و نه جزء رسانيد؛ پس آنكه غير از عشر يك جزء در او قرار داده نشده، قدرت ندارد بر اينكه مانند صاحب دو عشر باشد، و همچنين صاحب دو عشر مانند صاحب سه عشر نمىباشد، و همچنين كسى كه يك جزء از برايش تمام شده، قدرت ندارد بر آنكه چون صاحب دو جزء باشد. و اگر مردم مىدانستند كه خداى عز و جل اين خلايق را بر اين روش خلق كرده، كسى، كسى را سرزنش نمىكرد».
١٥٣٣/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن احمد، از بعضى از اصحاب خويش، از حسن بن على بن ابىعثمان، از محمد بن عثمان، از محمد بن حمّاد خزَّاز، از عبدالعزيز قراطيسى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود: «اى عبدالعزيز! به درستى كه ايمان ده پايه است به منزله نردبان ده پايه، كه از آن بالا مىروند پايه به پايه؛ پس بايد كه صاحب دو پايه به صاحب يك پايه نگويد كه تو بر چيزى نيستى كه درست باشد، تا آنكه به پايه دهم منتهى شود؛ پس تو كسى را مينداز كه از تو پستتر باشد، كه آنكه از تو بالاتر است تو را مىاندازد. و هرگاه كسى را ديدى كه از تو پايينتر است به يك درجه، او را به سوى خويش به نرمى و مدارايى بالا آور، و البتّه آنچه را كه طاقت آن ندارد بر او بار مكن، كه او را مىشكنى. و هر كه مؤمنى را بشكند، بر او لازم است كه شكسته او را ببندد و حالش را نيكو كند و خاطرش را مرمّت نمايد».
١٥٣٤/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از ابنمسكان، از سدير روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام به من فرمود: «مؤمنان بر منزلهاى مختلفه و مراتب متعدّده قرار دارند. بعضى از ايشان بر يك منزله است، و بعضى ازايشان بر دو منزله، و بعضى ازايشان بر سه منزله، و بعضى ازايشان بر چهار منزله، و بعضى
[١]. و عُشْر- بر وزن قفل-، ده يك است.