تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤٥
بهتر است، و خداى عز و جل از براى ما و شما در دين خويش از غير تقيّه ابا فرموده است».
٢٢٤٨/ ٨. از او، از احمد بن محمد، از حسن بن على، از درست واسطى روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «تقيّه كسى به تقيّه اصحاب كهف نرسيد. به درستى كه ايشان در اعياد حاضر مىشدند و زنّارها را بر كمر مىبستند، و به اين سبب خدا ايشان را دو مرتبه مزد عطا فرمود».
٢٢٤٩/ ٩. از او، از احمد بن محمد، از حسن بن على بن فضّال، از حمّاد بن واقد لحّام روايت است كه گفت: در راهى رو به امام جعفر صادق عليه السلام رفتم. پس روى خود را از آن حضرت گردانيدم و درگذشتم. بعد از آن، در هنگامى كه بر آن حضرت داخل شدم عرض كردم كه: فداى تو گردم! من تو را ملاقات مىكنم و روى خود را مىگردانم، به جهت ناخوش داشتن از آنكه رنجى بر تو وارد آورم. پس به من فرمود كه: «خدا تو را رحمت كند! ليكن ديروز در فلان موضع مردى [مرا] ملاقات كرد و گفت: عَلَيْكَ السَّلمُ يا أباعَبْدِ اللَّهِ؛ يعنى: اى پدر عبداللَّه! همه سلامها بر تو باد. و آن مرد درست نگفت و خوب نكرد».
٢٢٥٠/ ١٠. على بن ابراهيم، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض شد كه: مردم روايت مىكنند كه على عليه السلام بر بالاى منبر مسجد كوفه فرمود كه: اى گروه مردمان! به درستى كه زود باشد كه شما خوانده شويد به سوى دشنام دادن به من، پس مرا دشنام دهيد. بعد از آن خوانده شويد به سوى بيزارى از من، پس از من بيزار مشويد. حضرت صادق عليه السلام فرمود: «چه بسيار است دروغ گفتن مردم بر على عليه السلام». بعد از آن فرمود: «جز اين نيست كه على عليه السلام فرمود: به درستى كه زود باشد كه شما خوانده شويد به سوى دشنام دادن به من، پس مرا دشنام دهيد. بعد از آن خوانده شويد به سوى بيزارى از من، و به درستى كه من بر دين محمدم. و نفرمود كه: از من بيزار مشويد».
پس سائل به حضرت عرض كرد كه: مرا خبر ده كه اگر كشتن را اختيار كند و بيزارى نجويد چه صورت دارد؟ «فرمود: به خدا سوگند كه اين كشته شدن بر او واجب نيست و او را روا نيست، مگر آنچه عمّار بن ياسر بر آن گذشت و به آن رفتار كرد، در وقتى كه اهل مكّه او را جبر كردند بر كفر و دلش آرميده بود به ايمان. پس خداى عز و جل اين آيه را فرو فرستاد كه: