تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩
سوره حمد است، و به خواتيم سوره بقره (كه از «آمَنَ الرَّسُولُ»[١] است تا آخر)، و مفصّل از قرآن (كه از سوره جاثيه يا قتال [/ سوره محمد] يا حجرات است تا آخر آن)، و غنيمت و فىء را از براى او حلال گردانيد، و او را به ترس يارى نمود (چه رو به هر سمتى كه مى فرمود، تا شصت منزل مىترسيدند و ترس آن حضرت در دل ايشان مىافتاد)، و زمين را از برايش مسجد و پاككننده قرار داد (كه در هر موضع از آن نماز تواند كرد، و بر هر جزوى از آن تيمّم مىنمود، مگر آنچه به دليل بيرون باشد)، و او را فرستاد، فرستادنى عامّ و شامل، كه هر كسى را فرا گرفت، و مبعوث بود به سوى سفيد و سياه و جنّ و انس.
و جزيه و اسير كردن مشركان و فداء گرفتن[٢] از ايشان را به او عطا فرمود.
بعد از آن، تكليف شد به چيزى كه هيچيك از پيغمبران به آن مكلّف نشده بودند، و آن، اين است كه خدا شمشير برهنهاى را كه در غلاف نبود، از آسمان بر او فرو فرستاد و به آن حضرت فرمود: «فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ»[٣]». و در قرآن «فَقاتِلْ»، با فاء است؛ يعنى: «پس كارزار كن با كافران، كه تكليف نشدى در باب جهاد، مگر به فعل نفس خويش».
(يعنى نه فعل غير خود؛ زيرا كه از تخلف ديگران از جهاد، ضررى به تو نمىرسد؛ بلكه ضرر تو، به ترك امر جهاد نفس است؛ پس سبقت نما به جهاد، اگرچه هيچكس تو را يارى و همراهى نكند، در آنچه نصرتدهنده و ياور و معين تو خداى- تعالى- است، نه لشكر).
١٤٨٩/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از سماعة بن مهران كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم و سؤال نمودم در باب قول خداى عز و جل «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»[٤]؛ يعنى: «پس صبر كن، چنان كه صبر كردند صاحبان عزم و آهنگ از پيغمبران مرسل».
فرمود: «ايشان، نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمداند- صلى اللَّه عليه و آله و عليهم-». عرض كردم: چگونه ايشان اولوا العزم شدهاند؟ فرمود: «زيرا كه نوح مبعوث شد با كتاب و شريعتى، و هر كه بعد از نوح عليه السلام آمد، به كتاب و شريعت و طريقه نوح عمل كرد،
[١]. بقره، آيه ٢٨٥.
[٢]. و فداء- به مدّ و كسر فاء و به قصر و فتح آن-، مالى است كه از براى خريدن خود داده شود.
[٣]. نساء، ٨٤.
[٤]. احقاف، ٣٥.