تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥١
١٩١٣/ ٢١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنمحبوب، از بعضى از اصحاب خويش، از ابنابىيعفور روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «در آنچه خداى عز و جل با موسى عليه السلام به آن راز فرمود اين بود كه: اى موسى! ميل مكن به سوى دنيا، مانند ميل كردن ستمكاران، و مثل ميل كردن كسى كه آن را پدر و مادر خويش گردانيده باشد.
اى موسى! اگر تو را به خودت وا گذارم كه خود متوجّه باشى، در آن هنگام، دوستى دنيا و آرايش و به جهت آن از مال و منال، بر تو غالب شود. اى موسى! با اهل خير و خوبى در خوبى رغبت كن به طور مغالبه، كه نگذارى كه بر تو پيشى گيرد، و تو ايشان را به سوى آن پيشى گير؛ زيرا كه خير و خوبى مانند نام آن است. و ترك كن از دنيا آنچه را كه با تو از آن بىنيازى حاصل است. و بايد كه چشمت نگاه نكند به سوى هر فريفته به دنيا، و آنكه به خود وا گذاشته شده. و بدان كه هر فتنهاى آغاز آن دوستى دنيا است. و بر كسى به بسيارى مال غبطه مبر و حسرت او مخور؛ زيرا كه با بسيارى مال، گناهان بسيار مىشود، به جهت حقوق واجبى كه در مال مىباشد. و البتّه بر كسى غبطه مبر به خوشنودى مردم از وى، تا بدانى كه خدا از او خشنود است. و البتّه بر آفريدهاى غبطه مبر به آنكه مردم او را اطاعت مىكنند؛ زيرا كه اطاعت كردن مردمان براى او، و پيروى كردن ايشان او را، بر امرى كه حق نباشد، سبب هلاكت است از براى او، و از براى آنكه او را پيروى نموده است».
١٩١٤/ ٢٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از عبداللَّه بن مغيره، از غياث بن ابراهيم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «در كتاب على عليه السلام مذكور است كه: جز اين نيست كه داستان دنيا، چون داستان مار است كه بدن آن و آنچه دست به آن مىرسد بسيار نرم است، و در اندران آن زهرى است به غايت كشنده، و مرد عاقل از آن مىترسد و پرهيز مىكند، و كودك جاهل با نهايت شوق به سوى آن ميل مىنمايد».
١٩١٥/ ٢٣. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از ابوجميله روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اميرالمؤمنين صلواتاللَّه عليه به سوى بعضى از اصحاب خويش نوشت و او را پند مىداد كه: تو را و خويش را وصيّت مىكنم به پرهيز كردن و ترسيدن از خدا، آن كه نافرمانى او روا نباشد، و از غير او اميدوارى نيست، و بىنيازى به هم نرسد، مگر به واسطه او؛ زيرا كه هر كه از خدا بپرهيزد، عزّت يابد و قوّت به هم رساند، و سير و سيراب گردد، و عقلش از اهل دنيا بلند شود؛ پس تنش با اهل دنيا باشد، و دل و عقلش