تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٦٥
منازعه و خصومتش زيبا. مراجعه و بازگشتش خوب و رعنا. از عدل و راستى نگذرد اگر غضب كند، و از رفق و نرمى دست برندارد اگر طلب كند. بىباكانه خود را در چيزى نيفكند، و رسوايى و تجبّر و گردنكشى نكند. محبّتش خالى از گرد و غبار، و عهد و پيمانش محكم و استوار. به عقدى كه بست وفا مىنمايد، و به ناخنِ بىوفايى گره آن را نمىگشايد.
مهربانى است بخشنده، و بردبارى است فرومايه بىنام و نشان. سخن بىمصرف و زياد از او نايد؛ چه هرگز چيزى نگويد، مگر آنچه به كار او آيد. از خداى عز و جل خشنود و در مقام رضامندى، و با هوا و هوس خويش در محلّ خلاف و نارضامندى است. بر آنكه از او پستتر باشد درشتى نكند. در آنچه به كارش نيايد فرو نرود. دين اسلام را يارىكننده، و بدى را از مؤمنان نگاه دارنده، مسلمانان را كهفى است كه به او پناه برند، و در جميع حوادثات و بليّات در پناه او روند. ستايش مردمان گوش او را ندرد، و طمع از ايشان به دلش گزندى نرساند و مجروح نكند. بازى و بازى كردن، حكمش را نگرداند، و جاهلِ نادان بر علمش اطّلاع به هم نرساند. بسيار گويد در آنچه بايد، و بسيار كند در آنچه شايد. دانا است و آگاه.
هوشيار در گاه و بىگاه. سخنش ناسزا نباشد، و عقلش سبك نباشد. پيوسته پيوند مىدهد بىآنكه درشتى كند. و هميشه بخشش مىكند بىآنكه از حد درگذرد. فريفته نمىشود و بىوفايى نمىكند. و از پى اثرى نمىرود و بر بشرى ستم نمىكند. به آفريدگان خدا مهربان، و در زمين كار كن و شتابان است. ضعيفِ ناتوان را يارى مىدهد، و ستمديده بيچاره را فريادرسى مىكند. پرده كسى را نمىدرد، و رازى را بروز نمىدهد. بسيار زحمت مىكشد.
هيچ شكايت نمىكند.
اگر خير و خوبى بيند، آن را ياد نمايد، و اگر به چشم خويش بدى را ببيند، آن را بپوشاند.
زشتى و عيب را بسى مىپوشد، و در حفظ الغيب هر كسى مىكوشد. و از سُرسُر درآمدن [لغزش و سُرخوردن] مردمان مىگذرد، و لغزش و خطا را مىآمرزد و درمىگذرد. بر هيچ خيرخواهى اطّلاع به هم نرساند كه آن را وا گذارد، و پارهاى از جور و ستم را ترك نكند تا آن را به اصلاح آورد. امينى است معتمد و محلّ اعتبار، و مهربانى است محكم و استوار.
پرهيزگار پاكيزه، و پاكى است پسنديده. عذر و بهانه را از هر بنده پذيرد، و به نيكى ياد كند و بر كسى خُرده نگيرد. و به مردمان گمان نيك برد، و نفس خويش را بر عيب متّهم كند. در راه خدا دوستى مىكند با دانشمندى و علم، و در راه خدا آشتى مىبرد با هوشيارى و عزم. شادى يا اندوه، او را از جا به در نبرد، و خرّمى و نشاط، او را سبك و بىوقار نكند. دانا