تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٥
به ايشان مىكند، تا از يكديگر جدا شوند».
٢٠٩٣/ ٢. از او، از ابنفضّال، از على بن عقبه، از ابوخالد قمّاط، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «به درستى كه دو مؤمن چون به هم رسند و مصافحه كنند، خدا دست قدرت خويش را در ميان دستهاى ايشان درآورد، و با آنكه دوستيش با صاحب خود سختتر باشد از اين دو نفر، مصافحه كند».
٢٠٩٤/ ٣. ابنفضّال، از على بن عقبه، از ايّوب، از سميدع، از مالك بن اعين جهنى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون دو مؤمن به هم رسند و مصافحه كنند، خداى عز و جل دست قدرت خود را در ميانه دستهاى ايشان داخل كند، و روى خويش را به جانب آن آورد كه دوستىاش با صاحب خود سختتر است از اين دو، و چون خداى- تعالى- روى خويش را به جانب ايشان آورد، گناهان از ايشان فرو ريزد، چنان كه برگ از درخت فرو مىريزد».[١]
٢٠٩٥/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از ابوعبيده حذّاء، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه چون دو مؤمن به هم رسند و مصافحه كنند، خداى عز و جل روى خويش را به ايشان آورد، و گناهان از ايشان فرو ريزد، چنان كه برگ از درخت فرو مىريزد».
٢٠٩٦/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از احمد بن محمد بن ابىنصر، از صفوان جمّال، از ابوعبيده حذّاء كه گفت: با امام محمد باقر عليه السلام همكجاوه بوديم در يك تاى محمل از مدينه تا مكّه؛ پس در عرض راه در جايى فرود آمد، و چون قضاى حاجت كرد و برگشت، فرمود كه: «اى ابوعبيده! دستت را بيار». من دست خود را به آن حضرت دادم؛ پس آن را فشارى سخت داد، به مرتبهاى كه در انگشتان خويش آزار آن فشار را يافتم و انگشتانم به درد آمد. بعد از آن فرمود كه: «اى ابوعبيده! هيچ مسلمانى نيست كه برادر مسلمان خود را ملاقات كند و با او مصافحه نمايد و انگشتان خويش را در انگشتانش در برد، مگر آنكه گناهان از ايشان فرو ريزد و به هم پاشيده شود، چنان كه برگ از درخت فرو مىريزد و به هم پاشيده مىشود در فصل زمستان».
[١]. و رو آوردن خدا به كسى، عبارتى است مشهور در ميان عرب و عجم، و مراد از آن زيادتى التفات و لطف است كه اثرش زيادتى ثواب است.( مترجم)