تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣١
بشناسى». عيسى مىگويد: عرض كردم كه: فداى تو گردم! معرفت ناسخ از منسوخ چه چيز است؟ مىگويد كه: حضرت فرمود: «آيا چنان نيستى كه با امام، نفسِ خويش را توطين نموده، دل بر حسننيّت در طاعت او گذاشته باشى، پس آن امام از دنيا در مىگذرد و امامى ديگر مىآيد؛ پس تو نفسِ خويش را توطين مىكنى، و دل مىگذارى بر حسن نيّت در طاعتِ امامِ بعد». عيسى مىگويد: عرض كردم: آرى. فرمود كه: «مراد از معرفت ناسخ از منسوخ اين است».
١٦٧٢/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنمحبوب، از جميل، از هارون بن خارجه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «عبادت سه قسم است: گروهى هستند كه خداى عز و جل را به جهت ترس، عبادت مىكنند و اين عبادت، عبادتِ بندگان (يعنى غلامان و كنيزان است كه به جهت ترس از آقا و بىبى[١] بعضى از اعمال را مىكنند، كه اگر نترسند، نمىكنند)، و گروهى هستند كه خداى- تبارك و تعالى- را عبادت مىكنند به جهت طلب ثواب و اين عبادت، عبادت مزدوران است؛ و گروهى خداى عز و جل را عبادت مىكنند به جهت آنكه او را دوست مىدارند و اين عبادت، عبادت آزادگان است، و اين عبادت از همه عبادتها بهتر است».
١٦٧٣/ ٦. على، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: چه زشت است درويشى بعد از توانگرى، و چه زشت است گناه بعد از بيچارگى (چون ضعف آلت و كمى اسباب آن). و زشتتر از اين، كسى است كه خدا را عبادت كند، بعد از آن عبادتش را ترك كند».
١٦٧٤/ ٧. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از عاصم بن حميد، از ابوحمزه، از حضرت على بن الحسين- عليهماالسّلام- روايت كرده است كه فرمود: «هر كه عمل كند به آنچه خدا بر او واجب گردانيده، از جمله عبادتكنندهترين مردمان است».
باب در بيان نيّت
٤٣. باب در بيان نيّت
١٦٧٥/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنمحبوب، از مالك بن عطيّه، از ابوحمزه، از حضرت على بن الحسين- صلوات اللَّه عليهما- روايت كرده است كه فرمود: «هيچ عملِ
[١]. بى بى يعنى زن مالك و ارباب.