تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٥
افضل است؟ و نمىبينى كه خانه كعبه با مسجدالحرام شركت مىكند، و مسجدالحرام با خانه كعبه شركت نمىكند؟ و همچنين ايمان با اسلام شركت مىكند و اسلام با ايمان شركت نمىكند».
١٥١٥/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و محمدّ بن يحيى، از احمد بن محمد، هر دو از ابنمحبوب، از على بن رئاب، از حمران بن اعين، از امام محمد باقر عليه السلام كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مى فرمود:
«ايمان، چيزى است كه در دل استقرار دارد و آن را به سوى خداى عز و جل مىكشاند و به او مىرساند، و عمل كردن به طاعت خدا و تسليم كردن امر ما[١] آن را تصديق مىكند. و اسلام، چيزى است كه ظاهر باشد از گفتار يا كردار، و آن همان است كه جماعت مردمان برآنند از همه فرقههاى اسلام، و به آن خونها از ريختن باز داشته شده، و ميراثها بر آن جارى گرديد، و نكاح جواز به هم رسانيده، و همه فرق اسلام اجتماع كردند بر نماز و زكات و روزه و حجّ، و به همين، از كفر بيرون رفتند، و به ايمان تصديقى منسوب شدند. وليكن اسلام با ايمان شركت ندارد، و ايمان با اسلام شركت دارد، و هر دو در گفتار و كردار جمع مىشوند، چنانچه خانه كعبه در مسجد الحرام واقع شده، و مسجدالحرام در خانه كعبه نيست، و همچنين ايمان شريك اسلام است، و اسلام شريك ايمان نيست. و خداى عز و جل فرموده است:
«قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ»[٢]؛ پس قول خداى عز و جل از همه قولها راستتر است».
عرض كردم: پس آيا مؤمن را بر مسلمان هيچ زيادتى هست در باب چيزى از فضيلتهاى نفسانى و احكام شرعيّه و حدود آن و غير اينها؟ فرمود: «نه، بلكه مؤمن و مسلم در اين باب، جارى مجراى يك نفرند و حكم يك كس دارند، وليكن مؤمن را بر مسلمان زيادتى هست در باب اعمالى كه به جا مىآورد، و آنچه به واسطه آن به سوى خداى عز و جل تقرّب مىجويند».
عرض كردم: آيا خداى عز و جل نمى فرمايد: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»[٣]؛ يعنى: «هر كه بياورد خصلت نيكى را، پس از براى او است ده برابر آن». و تو فرمودى و ادّعا نمودى كه
[١]. در هر دو نسخه« امر ما» آمده، اما متن حديث« أمره» به معانى« امر او» است.
[٢]. حجرات، ١٤.
[٣]. انعام، ١٦٠.