تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧١
خلوت كنند، خدا را ياد مىكنند. و به درستى كه ياد ما از جمله ياد خدا است، و ياد دشمنان ما ياد شيطان است». و بنابر بعضى از نسخ كافى: «به درستى كه ما چون ياد شويم خدا ياد مىشود، و هرگاه دشمنان ما ياد شوند شيطان ياد مىشود».
٢١٢٢/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن اسماعيل بن بزيع، از صالح بن عقبه، از يزيد بن عبدالملك، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
«يكديگر را زيارت كنيد؛ زيرا كه در زيارتِ شما زنده گردانيدن دلهاى شما، و ياد كردن احاديث ما است، و احاديث ما باعث مهربانى شما است با يكديگر؛ پس اگر آنها را فرا گيريد و عمل كنيد، راه راست و نجات يابيد، و اگر آنها را وا گذاريد، گمراه شويد و هلاك گرديد؛ پس آنها را فرا گيريد، و من به نجات يافتن شما كفيل و ضامنم».
٢١٢٣/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از وشّاء، از منصور بن يونس، از عبّاد بن كثير كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: من به يكى از قاضيان گذشتم كه حكم مىكرد و مىگفت: اين مجلسى است كه هيچ همنشينى به واسطه آن بدبخت نمىشود. راوى مىگويد كه: حضرت صادق عليه السلام فرمود: «بسيار دور است آنچه گفته، و مقعدهاى ايشان گودال را غلط كرده است» (يعنى سخن ايشان از موضع خود تجاوز كرده و سوراخ دعا را گم كردهاند).[١]
تتمّه حديث آنكه حضرت فرمود: «به درستى كه خدا را فرشتگانى چندند كه در زمين مىگردند، غير از كرامالكاتبين كه حافظان اعمالاند؛ پس چون به گروهى بگذرند كه محمد و آلمحمد را ياد مىكند، مىگويند كه: بدانيد و آگاه باشيد! (يا بايستيد) كه به حاجت خود رسيديد؛ پس مىنشينند و دانشمند مىشوند، و چون برخاستند، بيماران ايشان را عيادت مىكنند، و در جنازههاى مردگان ايشان حاضر مىشوند، و غائب ايشان را جستجو و يادآورى مىنمايند؛ پس اين مجلس، مجلسى است كه هيچ همنشينى به واسطه آن
[١]. در اين كلام، تعبير شده از دهان ايشان به مقعد، و از آنچه از آن بيرون مىآيد، به آنچه از اين بيرون مىآيد، به علاقه مشابهت در قباحت و پليدى و قذارت. و در مستقصىالأمثال زمخشرى مذكور است كه: أَخْطَأَتْ اسْتُكَ الْحُفْرَةَ؛ يعنى: مقعدت گودال را غلط كرده است. و گفته است كه اين مثلى است كه زده مىشود از براى كسى كه به موضع حاجت نرسيده و آن را درست نيافته است؛ پس آنچه حضرت فرموده است كه: أَخْطَأَتْ أَسْتاهُهُمْ الْحُفْرَةَ، به آن معنى كه مذكور شد، مضمون اين مثل است كه در آن به جهت غرضى كه معلوم است تغييرى واقع شده است، وليكن مقصود از آن، همان مقصود از مثل است.( مترجم)