تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦٥
چنان كه حقّ شكر او باشد. حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «آيا از من نشنيدى كه گفتم:
الحمد اللَّه؟!».
١٧٣٣/ ١٩. محّمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از قاسم يحيى، از جدّش حسن بن راشد، از مثنّى حنّاط، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «عادت رسول خدا صلى الله عليه و آله اين بود كه چون امرى بر او وارد مىشد كه او را شاد و خوشحال مىساخت، مىفرمود كه: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى هذِهِ النِّعْمَةِ؛ يعنى: «حمد و ستايش از براى خدا است، به ازاى اين ناز و نعمت». و چون امرى بر او وارد مىشد كه او را غمگين مىگردانيد، مىفرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؛ يعنى: «حمد از براى خدا است بر هر حال».
١٧٣٤/ ٢٠. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از ابوايّوب خزّاز، از ابوبصير، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون نظر كنى به كسى كه به ناخوشى مبتلا شده باشد، سهمرتبه مىگويى، بىآنكه به او بشنوانى: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى عافانى مِمَّا ابْتَلاكَ بِهِ و لَوْ شآء فَعَلَ؛ يعنى: «حمد از براى خدايى كه مرا عافيت داده، از آنچه تو را به آن مبتلى ساخته، و اگر مىخواست با من چنين مىكرد». و حضرت فرمود كه: «هر كه اين را بگويد هرگز آن بلاء به او نرسد».
١٧٣٥/ ٢١. حميد بن زياد، از حسن بن محمد بن سماعه، از چندين نفر، از ابان بن عثمان، از حفص كناسى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ بندهاى نيست كه مبتلايى را ببيند، پس بگويد كه: الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَدَلَ عَنى مَا ابْتَلاكَ بِهِ وَفَضَّلَنى عَلَيْكَ بِالْعافِيَةِ اللَّهُمَّ عافِنى مِمَّا ابْتَلَيَتَهُ بِهِ، مگر اينكه هرگز به آن بلاء مبتلى نشود». و ترجمه دعا اين است كه:
«حمد از براى خدايى كه گردانيده از من، آنچه را كه تو را به آن مبتلى ساخته و آزموده، و مرا بر تو زيادتى داده به عافيت و سلامتى. بار خدايا! هميشه مرا عافيت بخش، از آنچه او را به آن مبتلى گردانيدهاى».
١٧٣٦/ ٢٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از عثمان بن عيسى، از خالد بن نجيح، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «چون مردى را ببينى كه به بلايى مبتلى شده و بر تو به صحّت انعام شده باشد بگو كه: اللَّهُمَّ انى لاأَسْخَرُ وَلَا أَفَخَرُ وَلَكِنْ أَحْمَدُكَ عَلى عَظيمِ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ؛ يعنى: «بار خدايا! به درستى كه من ريشخند نمىكنم و نمىنازم، وليكن حمد مىكنم تو را بر نعمتهاى بزرگ تو بر من».