تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٩٩
كه: «إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ»[١]؛ يعنى: «به درستى كه خدا خيانتكنندگان را دوست نمىدارد».
و فرموده كه: «أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ»[٢]؛ يعنى: «و گواهى پنجم آن است كه: لعنت خدا بر او، اگر باشد از جمله دروغگويان». و در قول خداى- تعالى- است كه: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا»[٣]؛ يعنى: و ياد كن در اين كتاب- يعنى قرآن-، صفت و قصه اسماعيل را. به درستى كه او راست وعده بود و بود فرستاده خدا به سوى خلق، كه از حق خبر مىداد».
٢٤٨١/ ٩. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از بعضى از اصحاب خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: آيا نمىخواهيد شما را خبر دهم به كسى كه نسبت به من از همه كس دورتر است از روى شباهت؟ عرض كردند: بلى، يا رسول اللَّه! ما را خبر ده. فرمود: زشتگويى كه زشتگويى را عادت كرده باشد و در آن سعى نمايد، و موصوف باشد به بىشرمى، و بخيل و متكبّر و كينهور و حسود و سنگين دل باشد، و دور باشد از هر خوبى كه اميد داشته مىشود، و از هر بدى كه از آن پرهيز مىشود، كسى از او ايمن نباشد».
٢٤٨٢/ ١٠. حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از منصور بن عبّاس، از على بن اسباط روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته به سوى سلمان عليهم السلام كه گفت: چون خداى عز و جل هلاكت بندهاى را خواسته باشد، حيا را از او برمىكند، و چون حيا را از او بركند، او را ملاقات نمىكنى، مگر خيانتكارى كه مردم را خيانتكار مىداند، و چون خيانتكار باشد و مردم را به خيانت نسبت دهد، امانت از او بركنده مىشود، و چون امانت از او بركنده شود، او را ملاقات نمىكنى، مگر بدخوى و درشت، و چون بدخو و درشت باشد، رشته ايمان از او بركنده شود، و چون رشته ايمان از او بركنده شود، او را ملاقات نمىكنى، مگر شيطان ملعون.
٢٤٨٣/ ١١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابراهيم بن زياد كرخى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: سه چيز است كه ملعون است و ملعون، هر كه آنها را به فعل آورد: يكى آنكه در سايه فرودآيندگان و جايى كه قافله فرود مىآيد، تغوّط كند، و ديگر آنكه آبى را كه مردم از آن برمىدارند، منع كند، و سيم
[١]. أنفال، ٥٨.
[٢]. نور، ٧.
[٣]. مريم، ٥٤.