تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢١
امام جعفر صادق عليه السلام مثل اين را روايت كرده و گفته است كه: «هر كه خدا را بسيار ياد كند، خدا او را در بهشت خويش در سايه رحمتش جا دهد».
١٨٦٧/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از ابنفضّال، از علاء بن رزين، از محمد بن مسلم كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه ذكر مىفرمود كه: «فرشتهاى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه: خداى- تعالى- تو را مخيّر ساخته كه بنده و رسول متواضع باشى يا پادشاه و رسول». حضرت فرمود كه: «پيغمبر به جبرئيل عليه السلام نظر فرمود، و جبرئيل به دست خويش اشاره كرد كه تواضع و فروتنى كن؛ پس پيغمبر فرمود كه: بنده متواضع و رسول مىباشم؛ پس آن فرشتهاى كه خدا او را فرستاده بود به پيغمبر عرض نمود كه: با آنكه پادشاهى چيزى را از آنچه در نزد پروردگار تو است، از تو كم نمىكند». و حضرت فرمود كه: «با آن فرشته، كليدهاى تمام خزينههاى زمين بود».
١٨٦٨/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «از جمله تواضع آن است كه راضى باشى به مجلس و نشستنگاهى كه پستتر باشد از جاى تو؛ و آنكه سلام كنى بر هر كه او را ملاقات نمايى؛ و آنكه ستيزه را ترك كنى، و هر چند كه محق باشى و حق با تو باشد؛ و دوست ندارى كه كسى تو را بر تقوى و پرهيزگارى مدح و ثنا گويد».
١٨٦٩/ ٧. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از على بن يقطين، از آنكه او را روايت كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خداى عز و جل به سوى موسى عليه السلام وحى فرمود كه: اى موسى! آيا مىدانى كه چرا تو را به سخن گفتن با خويش بىواسطه برگزيدم، و با ساير خلق خود چنين نكردم؟ موسى عرض كرد كه: اى پروردگار! چرا چنين كردى؟» حضرت فرمود: «مىفرمايد كه: خداى- تبارك و تعالى- به سوى او وحى فرمود كه: اى موسى! من همه بندگان خويش را گردانيدم و ايشان را پشت و رو كردم، پس در ميانه ايشان يكى را نيافتم كه از تو، خويش را خواركنندهتر باشد از براى من. اى موسى! به درستى كه تو چون نماز را به جا مىآورى، رخ خود را بر خاك مىگذارى- يا آنكه فرمود كه- بر زمين مىگذارى».
(و اين ترديد از راوى حديث است نه از حضرت عليه السلام).
١٨٧٠/ ٨. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از امام