تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٧
خداى عز و جل به پيغمبر خود صلى الله عليه و آله فرموده كه: و «فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ»[١] (و در قرآن (فَلا) با فاء است، و در موضعى كه با واو است، (وَ أَوْلادُهُمْ)، بدون لا است) يعنى: «پس بايد كه متعجّب نسازد تو را و به شگفت نياورد مالهاى ايشان- يعنى منافقان-، و نه فرزندان ايشان». و فرمود كه: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا»[٢]؛ يعنى:
«و باز مگشا نظر هر دو چشم خود را به سوى آنچه بهرهمند گردانيديم به آن صنفها را از ايشان، در حالى كه به جهت و آرايش زندگى دنيا است». و حضرت فرمود: «پس اگر به جهت اين، چيزى در دلت داخل شود، زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله را به ياد آور، كه قوت آن حضرت غير از نان جو چيزى نبود، و حلوا و شيرينى آن حضرت منحصر بود در خرما، و هيزمش نبود، مگر شاخ درخت خرماى خشكيده، چون آن را مىيافت و از برايش دست به هم مىداد، و اگر نمىيافت، آن هم نبود».
١٩٢١/ ٢. حسين بن محمد بن عامر روايت كرده است، از معلىّ بن محمد و على بن محمد، از صالح بن ابىحمّاد و هر دو، از وشّاء، از احمد بن عائذ، از ابوخديجه سالم بن مكرّم، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه از ما سؤال كند، به او عطا مىكنيم، و هر كه بىنيازى جُويد، خدا او را بىنياز گرداند».
١٩٢٢/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از هيثم بن واقد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هر كه به اندك از اسباب زندگانى از خدا خشنود باشد، خدا به اندك از عمل خير از او راضى شود».
١٩٢٣/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن ابىعبداللَّه، از پدرش، از عبداللَّه بن قاسم، از عمرو بن ابىالمقدام، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «در تورات نوشته است كه: اى فرزند آدم! به هر وضع و كيفيّتى كه خواهى باش، چنان كه مىكنى، جزا داده مىشوى. هر كه به كمى از روزى راضى باشد از خدا، خدا اندكى از عمل را از او بپذيرد، و هر كه به كمى از حلال راضى باشد، مؤنتش [/ هزينهاش] سبك گردد، و طلب كردن روزيش پاك و پاكيزه باشد، يا كسبش بركت به هم رساند، و از حدّ نافرمانى خدا بيرون رود».
١٩٢٤/ ٥. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از محمد بن عرفه، از ابوالحسن حضرت
[١]. توبه، ٥٥.
[٢]. طه، ١٣١.