تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧٩
حالتها وارد مىشود كه به واسطه آنها قصد گناه مىكند، و روح قوّت، او را دلير مىگرداند، و روح شهوت، از برايش زينت مىدهد، و روح بدن، او را مىكشد، تا آنكه او را در گناه مىاندازد، و چون دست به آن گناه برساند و مرتكب آن شود، از ايمانش كم گردد و از آن دور شود؛ پس چنان شود كه در آن باز نگردد، تا آنكه توبه كند، و چون توبه كرد، خدا توبه او را قبول فرمايد، و اگر دوباره برگردد، خدا او را در آتش دوزخ داخل گرداند.
و امّا اصحاب دست چپ، يهود و نصارىاند. خداى عز و جل مىفرمايد كه: «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ»[١]؛ يعنى: آنان كه دادهايم ايشان را كتاب تورات و انجيل، مىشناسند او را، چنان كه مىشناسند پسران خود را». و حضرت فرمود: «يعنى محمد و امر ولايت را مىشناسد كه در تورات و انجيل است، چنان كه پسران خويش را كه در منزلهاى ايشانند مىشناسد. «وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ* الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ»[٢]؛ يعنى: و به درستى كه گروهى از ايشان، هر آينه مىپوشند حق را، و حال آنكه ايشان مىدانند كه مىپوشند آنچه درست و راست است از جانب پروردگار تو است». و حضرت فرمود:
«يعنى آنكه تو فرستادهاى به سوى ايشان. «فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ»[٣]؛ يعنى: پس البتّه مباش از جمله شككنندگان». (و خطاب با حضرت رسالت است و مراد از آن امّت). و حضرت فرمود كه: «چون انكار كردند آنچه را كه شناختند، خدا ايشان را به آن مبتلى نمود كه روح ايمان را از ايشان ربود، و در بدنهاى ايشان سه روح را ساكن گردانيد: روح قوّت و روح شهوت و روح بدن. بعد از آن، ايشان را به سوى چهارپايان نسبت داد و فرمود: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ»[٤]؛ يعنى: نيستند ايشان، مگر چون چهارپايان» (زيرا كه حيوان جنبنده، جز اين نيست كه به روح قوّت، بار برمىدارد و به روح شهوت، علف مىخورد و به روح بدن، راه مىرود).
سائل عرض كرد كه: يا اميرالمؤمنين! دل مرا زنده گردانيدى به اذن خدا.
٢٤٥٩/ ١٨. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از داود روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله كه: «چون مردى زنا كند، روح ايمان از او مفارقت نمايد». راوى مىگويد كه: فرمود: «آنچه رسول فرموده، مانند
[١]. بقره، ١٤٦.
[٢]. بقره، ١٤٦ و ١٤٧.
[٣]. بقره، ١٤٧.
[٤]. فرقان، ٤٤.