تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٩٣
زمين چول همواريم كه هيچ هيزم در آن نيست. فرمود: پس هر انسانى آنچه را كه مىتواند بياورد. ايشان رفتند و هيزم بسيارى آوردند تا آنكه آن را در پيش روى آن حضرت بر روى هم ريختند؛ پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: همچنين گناهان جمع مىشود. بعد از آن فرمود كه: بترسيد از گناهانى كه كوچك شمرده مىشود؛ زيرا كه هر چيزى را طلبكنندهاى هست، و بدانيد كه طلبكننده گناهان، مىنويسد آنچه را كه پيش داشتهاند و نشانههاى پاى يا روايتهاى ايشان را، و هر چيزى را در كتاب هويدا نوشتهايم» (و اين اقتباسى است كه حضرت از آيه [دوازده] سوره يس فرمود).[١]
باب در بيان اصرار بر گناه
١١٤. باب در بيان اصرار بر گناه[٢]
٢٤٧٠/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عبد اللَّه بن محمد نهيكى، از عمّار بن مروان قندى، از عبد اللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «با اصرار، صغيرهاى نباشد و با استغفار، كبيرهاى نباشد» (چه بنا بر اوّل، كبيره مىشود و بنابر دويم، كبيره باقى نمىماند).
٢٤٧١/ ٢. ابو على اشعرى، از محمد بن سالم، از احمد بن نضر، از عمرو بن شمر، از جابر از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عز و جل: «وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»[٣] كه آن حضرت فرمود: «اصرار بر گناه، آن است كه كسى مرتكب گناهى شود، و بلافاصله از خدا طلب آمرزش نكند، و توبه را در دل خويش نگذراند، و با خود در اين باب گفتگو ننمايد، و همين، اصرار بر گناه است». و ترجمه آيه اين است كه: «و بعد از توبه اصرار نكردند بر آنچه كردند، در حالتى كه مىدانند قباحت و عقوبت عظيم آن را؛ يعنى به آن اعتقاد دارند». (و آخر آيه احتمال غير از اين دارد).
٢٤٧٢/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از منصور بن يونس، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به خدا سوگند كه خدا چيزى از طاعت خود را قبول نمىفرمايد، با وجود اصرار بر چيزى
[١].« وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» و همه چيز را در لوحى هويدا برشمردهايم.
[٢]. و اصرار- به كسر همزه و سكون صاد-، ايستادن است بر معصيت و پيوسته بر گناه بودن.( مترجم)
[٣]. آل عمران، ١٣٥.