تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٩
او شريك نمىگردانيم».
٢١٤٦/ ٣. از او، از محمد بن زياد، از حكم بن ايمن، از صدقه احدب، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «قضاى حاجت مؤمن از آزاد كردن هزار بنده بهتر است، و بهتر است از سواران هزار اسب كه در راه خدا جهاد كنند»[١].
على بن ابراهيم، از پدرش، از محمد بن زياد مثل اين دو حديث را روايت كرده است.
٢١٤٧/ ٤. على، از پدرش، از محمد بن زياد، از صندل، از ابوالصّبّاح كنانى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «هر آينه قضاى حاجت مرد مؤمنى دوستتر است در نزد خدا از بيست حجّ، كه هر حجى صاحبش صد هزار (دينار يا درم) در آن خرج كند».
٢١٤٨/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از هارون بن جهم، از اسماعيل بن عمّار صيرفى كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: فداى تو گردم! آيا مؤمن رحمت است بر مؤمن؟ فرمود: «آرى». عرض كردم كه: اين امر چگونه و به چه كيفيّت است؟ فرمود كه: «هر مؤمنى كه در باب حاجتى به نزد برادرش آيد، جز اين نيست كه آن رحمتى است از جانب خدا كه آن را به جانب او رانده و از برايش آن حاجت را سبب ساخته؛ پس اگر حاجتش را روا كند و كارش را فيصل دهد، آن رحمت را به واسطه قبول كردن آن قبول كرده. و اگر او را رد كند از حاجتى كه دارد با آنكه توانايى داشته باشد، جز اين نيست كه از خود ردّ كرده رحمتى را كه از جانب خداى- تعالى- است، كه آن جناب آن رحمت را به سوى او رانده و آن را از برايش سبب ساخته. و خداى عز و جل آن رحمت را ذخيره فرمايد تا روز قيامت، تا آنكه كسى كه از حاجت خويش رد شده و از برايش روا نشده، در آن رحمت حاكم باشد. اگر خواهد، آن را به سوى خود برگرداند و اگر خواهد، به سوى غير خود صرف نمايد. اى اسماعيل! پس هرگاه روز قيامت شود و او حاكم باشد در رحمت خداى عز و جل كه از برايش ظاهر و هويدا شده است، به سوى كه پندارى كه آن را صرف خواهد كرد؟» عرض كردم كه: گمان ندارم كه آن را از خود صرف كند. فرمود كه:
«گمان ندارى، وليكن يقين بدان؛ زيرا كه آن رحمت را از خود صرف نمىكند و به
[١]. يعنى پرداختن هزينه هزار سوار.